تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
مشكوك است و كل شىء حلال در آن پياده مىشود و حكم به عدم حرمت ترك مىكند و بالملازمه عدم وجوب فعل ثابت مىشود . قوله : تأمل : شايد اشاره باشد به اينكه در جاى خود ثابت شده كه احكام بسائط هستند و وجوب عبارت است از الزام به فعل و بايد بجا بياورى ، نه اينكه مركب از بايد و نبايد باشد تا بگوييم ترك محتمل الوجوب حرام است يا محتمل الحرمة است و از اين طريق مشمول حديث شود . ضمن اينكه متبادر از شبهه وجوبيه ، امورى است كه فعل آنها شايد واجب باشد نه اينكه ترك آنها شايد حرام باشد . پس همان بيان اوّل صحيح است .

4 - حديث سعة

« الناس فى سعة ما لا يعلمون . » « 1 » در اين حديث دو احتمال دارد : 1 - كلمه سعه بدون تنوين باشد و به ما بعدش اضافه شده باشد . 2 - با تنوين و منقطع از اضافه باشد و طبق هر دو احتمال به درد اثبات برائت مىخورد . طبق احتمال اول ، كلمه « ما » در ما لا يعلمون موصول است اى الاشياء التى لا يعلمون و معناى حديث اين است كه « الناس فى سعة الشّيء الذى لا يعلمون يا لم يعلم يا المجهول » « همه يك معنى دارند » و از موصول هم خود حكم الزامى قابل اراده شدن است ؛ يعنى « الناس فى سعة الايجاب او التحريم المجهول ، » مردم از ناحيه ايجاب يا تحريم و در يك كلام الزام مجهول در وسعت و گشايش هستند و مضيقه‌اى نيست و آزاد و مختارند كه محتمل الوجوب را انجام دهند يا نه ، محتمل التحريم را ترك كنند يا نه . مؤاخذه و باز خواستى ندارد و معناى برائت جز اين نيست . طبق احتمال دوّم كلمهء « ما » مصدريه زمانيه است و به معناى ما دام است و ما بعدش را به تأويل مصدر مىبرد « اى دوام عدم علمهم يا ما دام لا يعلمون » باز معناى حديث اين است كه مردم در وسعت و گشايش هستند تا هنگامى كه نمىدانند و علم ندارند و نسبت به استعمال توتون علم ندارند و فقدان نصّ است پس آزادند و حق دارند مرتكب شوند و
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 2 ، ص 1073 ، حديث 11 ، باب 5 من ابواب النجاسات .