تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
حال بحث ما در حكم الزامى مشكوك و مجهولى است كه بدست ما نرسيده و ما از آن خبر نداريم در اثر عوامل مختلفى كه مانع شدند تا به ما برسد ( و گرنه چه‌بسا از شارع صادر شده است ؛ ولى به ما نرسيده و فقدان نصّ است و يا به‌طور مجمل به ما رسيده يا معارض دارد . ) و مورد حديث آن حكم الزامى است كه از ناحيه شارع ابلاغ نشده و بيان نشده است ؛ زيرا حجب و منع را به خدا نسبت داده و فرموده كه ما حجب الله . . . نه به عوامل ديگر ، پس حديث از ما نحن فيه اجنبى است و از قبيل حديث معروف امام على عليه السّلام است كه فرموده : « ان الله حدّ حدودا فلا تعتدوها و فرض فرائض فلا تعصوها و سكت عن اشياء لم يسكت عنها نسيانا لها فلا تتكلّفوها رحمة من الله لكم . » « 1 » پس حديث از ما نحن فيه اجنبى است . ( البته عنوان بحث ما حكم الزامى مجهول و مشكوك است كه منشأش هم نوعا فقدان نصّ است و اين اعم است از اينكه از شارع صادر شده ؛ ولى به ما نرسيده يا اصلا از او صادر نشده است و هر دو را مىگيرد و در نتيجه حديث حجب به درد ما مىخورد و دليل بر جريان برائت مىشود ؛ زيرا نسبت به مواردى كه منشأ شبهه فقدان نص باشد آن هم به اين نحو كه اصلا صادر نشده باشد حديث مىگويد كه آزاديد ، نسبت به ساير موارد هم با عدم فصل درست مىكنيم پس اين حديث هم قابل احتجاج است . )

3 - حديث حليّت

« كل شىء لك حلال حتى تعرف انّه حرام بعينه فتدعه . . . » « 2 » كيفيت استدلال : هر چيزى كه حليّت و حرمت آن براى شما مشكوك است و نمىدانيد كه آيا واقعا حلال است يا حرام ؟ در ظاهر براى شما حلال است تا زمانى كه علم به حرمت آن پيدا كنيد پس تا علم به حرمت نداريد حكم به حليّت كنيد ، و شيئى هم اعم است از موضوع جزيى خارجى از قبيل شرب فلان مايع معين يا موضوع كلّى از قبيل استعمال
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، 4 ص 12 ، حديث 61 ، باب 12 من ابواب صفات القاضى . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 60 ، حديث 4 ، باب 4 ، من ابواب ما يكتسب به .