آخوند در متن بر اين مبنا جواب دادهاند كه يا الزام واقعى مجهول و مشكوك براى شارع مهم است و تحت هر شرايطى مىخواهد كه بندگانش به آن واقع برسند و يا چندان اهميتى ندارد . آنگاه اگر مهم بود ، حتما احتياط را واجب مىكرد و مىفرمود كه بايد احتياط كنيد تا به واقع برسيد ( زيرا مفروض اين است كه نص معتبرى نداريم يا اجمال دارد و يا معارض دارد و راهى براى رسيدن به واقع نداريم ، مگر طريق احتياط . ) درحالىكه در ما نحن فيه ( شك در اصل تكليف الزامى ) احتياط را واجب نكرده است ( البته اخبارىها مدعى هستند كه در شبهات تحريميّه شارع مقدس احتياط را واجب كرده و دلايلى دارند كه در آينده خواهد آمد و جواب خواهيم داد كه اينها مربوط به شبهات بدويه نيستند و به شبهه مقرون به علم اجمالى مربوط است . )
آنگاه رفع ما لا يعلمون يعنى نسبت به الزام مجهول شما تكليف و مسئوليتى نداريد و احتياط واجب نيست و حق داريد مخالفت هم بكنيد و اگر واقع مهم نيست و احتياط ندارد . پس مخالفت با آنهم عقاب ندارد و معناى برائت جز اين نيست . پس رفع مؤاخذه به وسيله رفع ايجاب احتياط شد و ايجاب شرعى احتياط ، وضع و رفعش بدست شارع است و با حديث آن را برمىدارد و بدنبال آن مؤاخذه نيز برداشته مىشود .
قوله : لا يقال : معترض مىگويد كه قاعده اين است كه هر عملى وقتى واجب شد ، ثواب و عقاب مال خود آن عمل است ؛ يعنى اگر موافقت شود ، ثواب دارد و اگر مخالفت شود ، عقاب دارد و اگر وجوبش مرتفع شد ، عقاب و ثوابى كه براى خود آن عمل بود مرتفع مىشود و كارى به واجب ديگر ندارد . مثلا اگر نماز واجب باشد ، مخالفت با آن عقاب دارد و عقاب بر ترك خود نماز است . نه بر چيز ديگر . اگر واجب نباشد ، مخالفت آن عقاب ندارد . و عدم عقاب هم بر عدم وجوب همان عمل است و كارى به عمل ديگر ندارد . حال در ما نحن فيه هم اگر در مورد مشتبهات احتياط واجب باشد ، مخالفت خود آن به عنوان يك واجب مستقل عقاب دارد . اگر واجب نباشد ، مخالفت آن عقاب ندارد و رفع مؤاخذه بر رفع خود ايجاب احتياط است ، نه بر چيز ديگر . درحالىكه مدّعاى شما نفى مؤاخذه بر واقع مجهول است نه بر خود نفى ايجاب الاحتياط ، شما مىخواهيد بگوييد كه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 239
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٩