آيه را مطرح ساخته و بحث كردهاند « 1 » و مرحوم آخوند روشنترين آيه را مورد بحث قرار مىدهند و آن آيه نفى تعذيب است .
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا »
« 2 »
كيفيت استدلال : بعث رسول معناى مطابقى و تحت اللفظى آن عبارت است از فرستادن پيك الهى و ارسال رسل اعم از اينكه رسول وقتى به ميان مردم آمد ابلاغ رسالت بكند يا نه ؟ اتمام حجّت بشود يا خير ؟
اين معنى حتما مراد نيست ؛ زيرا مجرد ارسال رسل كافى نيست و هدف اصلى ابلاغ و اعلان است ؛ و گرنه بودونبود رسول مساوى خواهد بود . پس مراد معناى كنائى است ؛ يعنى ذكر ملزوم و اراده لازم كرده ، ملزوم بعث رسول است و لازم عادى آن ابلاغ پيام و بيان احكام و اتمام حجّت بر ديگران است .
و كلمه كنّا فعل ماضى است و ظهور در زمان گذشته دارد و ظاهر آيه اخبار از گذشته است ؛ يعنى ما در گذشته و نسبت به اقوام و ملل پيشين اينگونه نبوديم كه آنها را عذاب و هلاك كنيم ، مگر اينكه ارسال رسول مىكرديم و سپس عذاب مىآمد و مراد از عذاب هم عذاب دنيوى مىباشد ؛ چون مربوط به گذشتهها و بلاهاى دنيوى است .
آنگاه يا همين ظهور را حفظ كرده و به وحدت مناط حكم را براى امت اسلامى در اين دنيا ثابت مىكنيم و مىگوييم كه مناط اينكه امم سابقه پيش از بعث رسل و اتمام حجّت عذاب نمىشوند ، قضيّه حكيم و عادل بودن خداوند بود كه بىجهت كسى را عذاب نمىكند و همين ملاك در مورد مسلمانان نيز هست . و با اولويت قطعى درباره عذاب اخروى همچنين است ؛ يعنى اگر عذاب منقطع و موقت دنيوى بدون بيان و اعلام صحيح نيست پس عذاب دائم اخروى به طريق اولى چنين است .
و يا از ظهور در گذشته و عذابهاى دنيوى صرفنظر كرده و مىگوييم كه اينگونه تعابير بيانگر سنّت الهى است و كلمه كان منسلخ از زمان است ( و از قبيل كان الله عليما حكيما است كه به حكم برهان عقلى عليم و حكيم بودن خدا مخصوص گذشته نيست ) و منظور آن است كه قانون لا يتغير الهى در هميشهء تاريخ چنين بوده كه بدون بعث رسول عذاب
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 195 - 193 .
( 2 ) - سوره اسراء ، آيه 15 .