مقصد هفتم اصول عمليّه
مقصد هفتم از مقاصد كتاب ارزشمند كفاية الاصول پيرامون اصول عمليه است . اصول عمليه يعنى قواعد عمليه و وظايف عمليهاى كه صرفا در مقام عمل سودمند است و مجتهد يا مقلد را از بنبست خارج مىكند و از حيرت چه كنم و چه نكنم بيرون مىآورد ؛ و گرنه جنبه كاشفيت از واقع و نقش طريقيت به سوى واقع ندارد و هرگز واقع را به ما نشان نمىدهد . اصولا اين قواعد در موردى است كه مكلف نسبت به واقع جهل و شك و عدم العلم دارد و طريق معتبرى هم در اختيارش نيست . قبل از هر سخنى مقدمهاى را بيان مىكنند و در آن چند نكته ذكر مىكنند .
1 - تعريف اصول عمليه : در اوايل كفايه جلد ( 1 ) مرحوم آخوند به تعريف مشهور از علم اصول اعتراضى داشتند و خودشان تعريف جامعترى عرضه كردند و بخش دومى را بدان افزودند تا اصول عمليه را نيز شامل شود . اينجا به همان بخش اشاره كرده و مىفرمايد كه اصول عمليه عبارتند از قواعدى كه مجتهد در شرايط خاصى به آنها مراجعه مىكند و از آنها استفاده مىكند . مثلا در مورد شك در بقاء حكمى از استصحاب استفاده مىشود و . . .
2 - شرط عمده جريان اين اصول عبارت است از فحص و يأس ؛ يعنى مجتهد حق ندارد به محض اينكه در حكمى از احكام شك كرد از اصل برائت و غيره استفاده كند ، بلكه نخست بايد تفحّص و كاوش كند و منابع فقه را زير و رو كند و در مظانّ وجدان دليل برآن حكم ، تحقيق كند . سپس اگر دليل اجتهادى معتبر ( علم يا علمى ) بدست آورد كه نوبت به