مىگيرد ؟ آيا مسلمانان به عنوان اينكه مسلمانند ، چنين مىكردند يا يك سيره عقلائى و عرفى است كه همه عقلاء در شئون زندگى و امور عادى روزمره به خبر واحد ( البته اگر مورد وثوق باشد ) عمل مىكنند و مسلمانان از آن جهت كه از عقلا هستند در امور دنيا و دينشان به خبر واحد عمل مىكنند ؟ اين جهت بايد احراز شود و ما هيچ دليلى نداريم كه سيره مزبور ، شرعى و سرچشمه گرفته از شارع باشد ، بلكه احتمال مىدهيم و يا ظن داريم و يا حتى يقين داريم كه سيره مزبور از عقل و عقلاء سرچشمه مىگيرد و مسلمانان هم ، از آنجا كه بخشى از خردمندان جهانند ، در امور مربوط به دين خود چنين سيرهاى را دارند .
در نتيجه بيان دوّم بيان جداگانهاى نخواهد بود و به بيان سوم برمىگردد .
سيرهء عقلا و حجّيت خبر واحد
بيان سوم : سيره عقلاء : مهمترين دليل در نظر محققان بناء عملى عقلاى عالم است كه جميع عقلاى عالم ، چه آنان كه پيرو شريعتى از شرايع الهى مىباشند و چه آنها كه اصل و اساس دين و مذهب را قبول ندارند ، عموما چنين بوده و هستند كه پس از اسلام و پيش از آن از روزى كه عاقلى در كره زمين مىزيسته تا روزى كه خردمندى خواهد زيست ، پيوسته به خبر واحد ثقه عمل كرده و ترتيب اثر داده و مىدهند . در اصل وجود چنين بنا ترديدى وجود ندارد ، ولى اين مقدار كافى نيست ، بايد سيره مزبور از سوى شرع مقدس ردع نشود .
خوشبختانه از هيچ پيامبرى و از هيچ وصيى از اوصياء و جانشينان به حق رسولان شنيده نشده كه از اين سيره ممانعت كرده و آن را ردع و ابطال نمايند . درحالىكه در مسألهاى به اين مهمى اگر ردعى صورت گرفته بود ، حتما در تاريخ ثبت مىشد و به دست آيندگان مىرسيد ، ولى خوشبختانه نه حتى به صورت خبر واحد هم ردع نشده . با توجه به اينكه مقتضى براى ردع موجود بوده و مانع از آن مفقود بوده ( مسئله سياسى و خلافت كه نبود تا بنا بر كتمان كردن باشد . ) كمترين ردعى جامهء عمل نپوشيده است ، از اينكه سيره مزبور در مسمع و منظر معصوم هم بوده و در همه امور دينى و دنيوى هم بوده و معذلك ردع نشده ، به اين نتيجه مىرسيم كه سيره مزبور مورد قبول و تأييد و رضايت شارع مقدس است و