سيد مرتضى و معاصران و متقدمان و اعم از شيعه و سنى به خبر واحد ( البته با شروطى كه به اختلاف مبانى مختلف مىشود . ) در طول تاريخ عمل كرده و در كتب فقهى خودشان طبق خبرهاى واحد فتوا به وجوب و حرمت و . . . دادهاند . از اين اتفاق عملى كه بالاتر از اجماع قولى است ، حدس قطعى به رضايت امام عليه السّلام مىزنيم و براى ما معتبر است .
2 - بالاتر از سيره مستمره عالمان اسلامى ، عموم مسلمين اعم از شيعه و سنى و عالم و عامى در طول تاريخ به خبر واحد در امور دين و شريعت عمل كرده و مىكنند . اين سيره در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده ، در عصر ائمه عليهم السّلام نيز بوده و تا به امروز نيز رايج است كه مسلمانان براى آگاهى از احكام دينى و فتاواى مراجع تقليد به روحانى و مبلغ و مسئلهگو و مسألهدان مراجعه كرده و فتواى مرجع را از او مىگيرند و بدان عمل مىكنند . چنين نيست كه هميشه از زبان خود مرجع فتوا را بگيرند ، از زبان خود معصوم مطلب را بشنوند و . . . و چنين سيرهاى به عصر معصوم متصل و منتهى مىگردد و كاشف قطعى از رضايت اوست و قطعا حجّت خواهد بود .
قوله : و فيه : أوّلا همان اشكالى كه به بيان اوّل وارد بود ، به اين بيان نيز وارد است كه اساسا تحصيل چنين اجماعى و به دست آوردن سيره عملى همه علماء كار آسانى نيست و سيره عموم مردم هم كه خيلى مهم نيست ؛ زيرا نوع سيرههاى آنان از بىمبالاتى و سهل انگارى سرچشمه مىگيرد و اعتبارى ندارد . وانگهى عمل علماء به ملاك واحد نيست تا دليل بر حجيّت خبر واحد باشد ، بلكه به ملاكهاى گوناگون است . عدهاى خبرهاى كتب اربعه را مقطوع الصدور دانسته و بدان عمل مىكنند . عدهاى متواتر دانسته و از اين جهت بدان عاملاند . و عدهاى به بركت قرائنى كه در دست داشتند و مقارن عصر ائمه عليهم السّلام بودند ، قطع پيدا كرده و بدان عمل مىكردند ، مشهور هم به خبر واحد بما هو خبر واحد ( ولى جامع شروط حجيت ) عمل كرده و مىكنند . پس نمىتوان گفت كه سيره مستمره بر عمل به خبر واحد مجرد از قرائن بوده تا ارزشمند باشد .
ثانيا گيرم چنين اتفاق عملى از علماء بلكه از عموم مسلمين مسلم باشد ، ولى اين سؤال مطرح است كه آيا سيره مذكور يك سيره شرعى اسلامى است و از دين سرچشمه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٧