5 - آيه اذن
پنجمين آيهاى كه براى حجيّت واحد بدان استدلال شده آيه اذن است .
« وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ »
« 1 » . برخى از منافقان ( كه در ظاهر در صف مؤمنان قرار دارند . ) پيامبر را آزار داده و مىگويند كه او گوش است ( هركس هرچه مىگويد باور مىكند و مىگويد كه تو راست مىگويى . ) بگو گوش خير است براى شما ( گوش بودن او به صلاح شما است . ) او ايمان به الله دارد و خداى را تصديق مىكند و مؤمنان را نيز تصديق مىنمايد .
شأن نزول آيه : منافقى پشت سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمامى كرده بود . خداوند بهوسيله جبرئيل امين به پيامبر خبر داده بود و پيامبر او را احضار كرده و پرسيد : « تو پشت سر من سخنچينى كردهاى ؟ » او عرض كرد : « خير من نمامى نكردهام . » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم قبول كرد . اينجا بود كه منافق بهانهاى بدست آورده و شروع به ايذاء النبى كرده و بر سر هر كوى و برزن مىگفت : « اين پيامبر گوش است و هركس هرچه مىگويد ، باور مىكند . » اين آيه در جواب او آمده كه اين گوش بودن به نفع و صلاح شماست . . . « 2 »
كيفيت استدلال : خداوند در اين آيه پيامبرش را مدح كرده كه او مؤمنان را تصديق مىكند نه تنها مدح كرده ، بلكه اين صفت را قرين صفت ايمان به الله و تالى تلو آن ذكر كرده و بسيار صفت برجستهاى دانسته است . پس تصديق مؤمنان در گفتهها و خبرهايشان امرى پسنديده است . ضمنا در آيه قيد نشده كه تصديق گفته يك يا چند مؤمن باشد و يا صدها مؤمن كه مفيد علم است و به اطلاقش هر دو را مىگيرد ، و تصديق مزبور از احكام و صفات مخصوص پيامبر نيست ، بلكه از مشتركات است و به حكم آيه
« لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ »
« 3 » ديگران نيز بايد به پيامبر تأسى نموده و مؤمنان را تصديق كنند و اين است معناى حجيّت خبر واحدى كه مؤمن باشد .
هامش
( 1 ) - سوره توبه ، آيه 61 .
( 2 ) - مجمع البيان ، ج 6 - 5 ، ص 44 .
( 3 ) - سوره احزاب ، آيه 21 .