تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
معترض مىگويد برفرض بدنبال سؤال از اهل ذكر قبول جواب مطلقا واجب باشد ، حتى اگر مفيد علم نباشد ، باز آيه به درد حجيّت خبر واحد نمىخورد و با باب فتوا و حجيّت قول مجتهد براى مقلد متناسب است ، بيان مطلب : مدّعا در باب حجيّت خبر اين است كه قول راوى موثق يا عادل و واجد شرايط به عنوان اينكه راوى و محدث است و صرفا از امام عليه السّلام نقل حديث مىكند ، حجّت باشد . در باب راوى فقيه و عالم بودن شرط نيست ، بلكه عدالت و وثاقت و ضبط و . . . معتبر است و راوى نقش ضبطصوت را بازى مىكند كه دقيقا و كلمه به كلمه مطالب را از گوينده مىگيرد و ضبط مىكند و سپس وقتى دكمه را فشار مىدهى ، همان كلمات را بازگو مىكند و در راوى همين جهت مهم است و در اين جهت عالم و فقيه بودن معتبر نيست و چه بسيار اشخاص عامى و بىسواد كه بقال يا خباز يا سمّان يا زيّات و . . . مىباشد و مع‌ذلك حافظه خوبى دارد و از امام عليه السّلام كلماتى را كه شنيده به خوبى حفظ كرده و براى ديگران نقل مىكند . اين ارزشمند است و در روايات مىخوانيم « ربّ حامل فقه الى من هوا فقه منه » « 1 » . پس بحث ما از حجيّت قول راوى بما هو راوى است كه شرايط خاصّ خود را دارد و در علم رجال و حديث بيان شده است و عالميت يا اعلميت در زمره آن شروط نيامده ولى آيه شريفه نفرموده : « فاسألوا اهل الرواية او الراوى او المحدّث . . . » تا مدّعاى ما را اثبات كند ، بلكه روى عنوان اهل الذكر تكيه كرده و فرموده
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ *
. . . » و مراد از اهل ذكر يعنى اهل علم و اطلاع يعنى از كسانى كه اهل علم‌اند و عارف به حلال و حرام مىباشند و صاحب‌نظر هستند و . . . بپرسيد و به گفته آنها اعتماد كنيد و اين تعبير با مقام فتوا سازگار است كه فقيه و مجتهد اهل الذكر است و مقلدين از او مىپرسند و به فتواى او عمل مىكنند و هرچند يقين پيدا نكنند ، در نتيجه آيه شريفه دليل بر حجيّت فتواى مجتهد در حق مقلد است ، نه دليل بر حجيّت روايت و خبر واحد ، پس از ما نحن فيه اجنبى است . قوله : و فيه : مرحوم آخوند در پاسخ از اعتراض مزبور مىفرمايد كه درست است كه در ميان راويان احاديث فراوان يافت مىشوند ؛ راويانى كه اهل علم و اطلاع نبوده و از عوام و
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة سى جلدى ، ج 21 ، ص 89 ، باب 8 .