تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
واجب كند ، ولى قبول را بر ناآگاهان واجب نكند ، آن وجوب اظهار لغو و عبث و بىفايده خواهد بود . براى خروج كلام حكيم از لغويت ، ناگزير حكم به لزوم قبول مىكنيم . آنگاه آيه از اين نظر اطلاق دارد كه اظهار در چه حدى باشد ؟ آيا اظهار مفيد علم منظور است يا مطلق اظهار حجّت است و لو مفيد علم نباشد ؟ اطلاق آيه ، اظهار به صورت خبر واحد را نيز مىگيرد و اين بدان معنى است كه بر ديگران تعبّدا قبول لازم است و لو علم پيدا نكنند و مطلوب همين است كه خبر واحد حجّت است و ما نسبت به آن متعبد هستيم . قوله : و لا يخفى : شيخ اعظم در رسائل فرموده كه همان دو اشكالى كه به آيه نفر وارد بود ، به آيه كتمان هم وارد است : 1 - آيه اطلاق ندارد و در مقام بيان اين جهت نيست كه اظهار و لو مفيد علم نباشد ، حجّت است ، بلكه در مقام بيان اصل حرمت كتمان و وجوب اظهار حقايق است و اهمال دارد ، يعنى خصوصيات را مسكوت گذاشته . 2 - ممكن است ادعا كنيم كه آيه نه تنها ظهور در اطلاق ندارد ، بلكه ظهور در تقييد دارد و مخصوص اظهار مفيد علم است ؛ زيرا روى بينات و هدى تكيه كرده و كتمان اين‌ها را حرام كرده و اظهار بينات و هداى واقعى را جلب كرده و بايد احراز كنيم كه اظهار كذاست و آن با خبر متواتر و اظهار مفيد علم حاصل مىشود ، نه با اظهار در حد خبر واحد . به اين دو حجّت آيه كتمان به درد حجيّت خبر نمىخورد . « 1 » مرحوم آخوند مىفرمايد كه اگر ما اصل ملازمه عقلى ميان وجوب اظهار و وجوب قبول را پذيرفتيم ، نوبت به دو جواب شيخ اعظم نمىرسد ؛ زيرا وجود ملازمه عقلى منافات دارد با اهمال آيه و با اختصاص آيه به اظهار مفيد علم . ( زيرا عقل در حكم خود اهمال و اجمال ندارد ، بلكه به‌صورت شفاف موضوع را احراز مىكند و به صورت قاطع هم حكم مىكند و اهمال و اجمال با ملازمه عقلى سازگار نيست . ) قوله : لكنها : مرحوم آخوند مىفرمايد كه ما اصل ملازمه عقلى و لزومى لغويت را قبول نداريم و مىگوييم كه چنين نيست كه اگر قبول تعبدى واجب نباشد ، وجوب اظهار لغو
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 81 .