و جواز انذار به ميان آمد و گفتيد كه يصح منه الانذار ، درحالىكه اين كافى نيست و آيه روى وجوب انذار تكيه كرده و شما بايد ثابت كنيد كه يجب منه الانذار تا به دنبالش نتيجه بگيريد فيجب الحذر و القبول و اين ثابت نشد . براى رفع اشكال بايد گفت كه همينكه صحت و امكان و جواز ثابت شد وجوب هم ثابت مىشود ؛ زيرا اگر چيزى حجّت بود ، نه تنها اخذ به آن جايز ، بلكه لازم و واجب است . اگر چيزى حجّت نشد ، نه تنها اخذ به آن واجب ، بلكه جايز هم نيست . پس ما از راه صحت و امكان عام و جواز ، به لزوم و وجوب مىرسيم و مطلوب ثابت مىشود .
نتيجه : دلالت آيه بر حجيّت خبر واحد ناتمام است ؛ ولى برفرض تماميّت مقدار دلالتش وسيع است ؛ يعنى انذار هر منذرى و اخبار هر مخبرى را شامل است چه عادل باشند يا نباشند .
3 - آيه كتمان
سومين آيهاى كه براى حجيّت خبر واحد بدان استدلال شده آيه كتمان است :
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
« 1 » خلاصه اينكه كتمانكنندگان حقايق و معارف و احكام الهى مشمول لعن و نفرين پروردگار و همه لعنتكنندگان ( از فرشتگان و جن و انس ) عالم هستند .
كيفيت استدلال : كتمان حقايق و احكام حرام است ؛ زيرا موجب لعن خدا و همه لعنتكنندگان است و حرمت كتمان به لزوم بيّن بالمعنى الاخص بر وجوب اظهار دلالت دارد و بر آگاهان واجب است كه حقايق دين را بازگو كنند ، و وجوب اظهار به ملازمه عقلى بر وجوب قبول دلالت دارد ؛ يعنى اگر اظهار بر دانايان واجب باشد ، پس قبول اظهارات آنها هم بر ديگران واجب مىشود ، يعنى اظهارات آنها براى ديگران حجّت است و بايد بپذيرند و ترتيب اثر بدهند ؛ و گرنه لغويت لازم مىآيد ؛ يعنى اگر اظهار را خدا بر آگاهان
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 159 .