آيات حق را با چشم خود ببينند و وقتى به وطن بازگشتند باقيماندهها را انذار كنند .
2 - مراد اين باشد كه عدهاى كه در مدينه ماندهاند و به جنگ نرفتهاند احكام دين را از پيامبر فرابگيرند و وقتى رزمندگان از جبهه برگشتند ، اينان احكام دين را به مجاهدان آموزش دهند ) پس از نظر مرحوم آخوند آيه نفر به درد حجيّت خبر واحد نمىخورد و اطلاق ندارد . ضمنا اين اشكال به بيان اول نيز وارد است .
قوله : ثم إنّه : غير از ايرادهايى كه مرحوم آخوند بر استدلال به آيه نفر مطرح كردند ، ايراد ديگرى هم وارد شده كه مورد قبول مرحوم آخوند نيست و ردّ مىكنند .
اما اشكال : اين آيه مدّعاى ما را ثابت نمىكند مدّعاى ما عبارت است از حجيّت خبر به عنوان اينكه صرفا خبر و گزارش و نقل قول معصوم است بدون هيچ خصوصيت ديگرى ( خبر بما هو خبر ، روايت بما هى رواية ) يعنى به صرف اينكه زرارهء عادل يا سماعهء موثق از امام صادق عليه السّلام براى ما حديث مىكنند . آيا نقل آنها ارزشمند است و ما بايد بدان ترتيب اثر دهيم يا نه . آيه نفر نفرموده : « ليخبروا قومهم لعلهم يقبلون » تا به درد مدّعاى مذكور بخورد ، بلكه فرموده :
« لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ »
و روى كلمه انذار تكيه كرده و انذار عبارت است از اخبار و ابلاغ پيامى همراه با تخويف و ترساندن ( در مقابل تبشير كه ابلاغ توأم با مژده دادن است ) يعنى بدنبال ابلاغ ، شنونده را از عذاب الهى و بليات دنيوى ترساندن . ( و در واقع مثل اين آيه باشد كه خداوند مردمان را انذار مىكند و از مخالفت با اوامر پيامبرش برحذر مىدارد و مىفرمايد
« فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ . »
« 1 » ) و انذار كردن شأن و وظيفه راوى بما هو راوى نيست . شأن راوى نفس خبر دادن است و در كتب حديث هم ملاحظه مىكنيم كه دهها هزار حديث نقل شده و بهكلى نقل متن حديث است و بدنبال آن سخن از انذار يا تبشير در ميان نيست . انذار شأن دو صنف ديگر است :
1 - ارشادكنندگان نسبت به مسترشدين و مخاطبان خويش يعنى وعاظ كه در مقام وعظ و خطابه به ارشاد و هدايت و نصيحت مردمان مىپردازند و براى نيل به مقصود از انذار استفاده كرده و مردم را از عذاب دردناك جهنم مىترسانند .
هامش
( 1 ) - سوره نور ، آيه 63 .