تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
2 - مجتهد نسبت به مقلدين كه گاهى بدنبال بيان فتوا آنان را از مخالفت با فتوا مىترساند و يا نفس فتاء به وجوب يا تحريم بالملازمه دال بر انذار است . بنابراين تعبير « لينذروا » به درد اين دو مقام مىخورد و دليل بر حجيّت فتوا است و ربطى به حجيّت خبر واحد بما هو خبر ندارد . قوله : قلت : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه در صدر اسلام ، يعنى زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السّلام شأن راويان اخبار و ناقلان سخن معصوم عليه السّلام همانند شأن ناقلان فتاوى و مسأله‌گويان در هر عصر و زمان است ؛ يعنى همان‌طور كه مسئله‌گو متن فتواى مرجع تقليد را از او گرفته و به سمع مردم مىرساند . همچنين راويان احاديث هم متن قول و رأى و نظر و فتواى معصوم عليه السّلام را گرفته و به ديگران مىرسانيدند . از اين لحاظ مثل ناقلان فتاوى مىباشند . حال كه مثل هم شدند مىگوييم : آيا مسئله‌گو حق دارد كه مقلدين را انذار كند و بترساند و ابلاغ فتوا توأم با تحذير تخويف و انذار باشد يا خير ؟ قطعا چنين حقى دارد و مىتواند چنين كند و بدنبال بيان فتوا بگويد كه ايها الناس ! حال كه آقا فتوا به وجوب يا حرمت داده ، پس بترسيد از اينكه مخالفت كنيد . پس ناقلان رأى معصوم عليه السّلام نيز چنين حقى دارند و بجاست كه انذار كنند و بدنبال ابلاغ قول امام عليه السّلام مردم را از مخالفت با آن بر حذر دارند . آنگاه آيه نفر اين‌گونه خبرهاى واحد را شامل مىشود ؛ چون بر اين‌ها انذار صادق است و مشمول
لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ
. . . مىباشند ( البته با صرف‌نظر از ايرادهاى مرحوم آخوند . ) و وقتى نقل راوى در صورت همراه بودن با انذار حجّت شد به ضميمه عدم فصل واقعى ساير نقل‌ها و خبرهاى راوى نيز حجّت خواهد شد ؛ زيرا احدى از فقهاء فرق نگذاشته ميان خبرهاى با انذار يا خبرهاى مجرّد از انذار . عدّه‌اى مطلق خبر را حجّت دانسته‌اند و عدّه‌اى مطلق خبر را ردّ كرده‌اند و وقتى به حكم آيه خبرهاى با انذار حجّت شد به حكم اجماع مركب خبرهاى بدون انذار هم حجّت خواهد بود . پس خيالمان از باب اشكال مذكور آسوده شد . قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اين اشكال كه در تعبير شما سخن از صحت و امكان
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 182 | على محمدى خراسانى