تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
حذر نباشند ؛ اما در چه صورتى ؟ باز در مقام بيان نيست و لذا جاى تمسّك به اطلاق نيست و آيه از اين حيث اطلاق ندارد و احتمال مىدهيم وجوب تحذّر مقيد و مشروط باشد به آن مواردى كه انذار مفيد علم باشد و تنها در اين فرض قبول لازم باشد نه مطلقا و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . قوله : لو لم نقل : تا به حال با مستدل مماشات كرده و مىگفتيم كه اطلاق محرز نيست و مقيد و مشروط بودن هم محتمل است . حال مىگوييم كه اصل ادعاى ما اين است كه آيه ظهور دارد در اينكه وجوب حذر مشروط و مقيد به انذارهاى علم‌آور است و آنچه تا به حال مىگفتيم با صرف‌نظر از اين مطلب بود ، بيان ذلك : در آيه فرموده كه نفر واجب است به منظور تفقه در دين ؛ يعنى دين واقعى را شناختن و معارف الهى و احكام واقعى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طرف خدا آورده ، آموختن و وقتى بدنبال تفقه در دين كه فعل با متعلقاتش ذكر شده ، مىگويد كه و لينذروا قومهم . . . پيداست كه بايد انذر هم به همان دين واقعى و چيزهايى باشد كه شخص تفقه كرده و دانسته ، نه به چيزهاى ديگر . پس شنونده بايد احراز كند كه اين شخص به همان‌چه دين واقعى است ، انذار مىكند تا قبول واجب باشد . و الا اگر احتمال بدهد كه او دروغ مىگويد يا اشتباه مىكند ، حذر كردن واجب نيست و احراز به اين است كه علم يا علمى باشد و حجّت معتبر حكم الهى را به او ابلاغ كند و او يقين كند يا مطمئن شود كه اين حكم الهى است و آن در فرض تكثير انذار است تا به حد علم برسد . بنابراين آيه مقيد است و وجوب حذر مشروط به انذار مفيد علم است . حال اگر هم اين حرف را نزنيم ، لا اقلّ مطلق بودن را هم نمىتوانيم قائل شويم . در نتيجه آيه از اين جهت اجمال پيدا مىكند و بايد به قدر متيقن اكتفا كنيم و قدر متيقن وجوب حذر است در فرضى كه انذار مفيد علم باشد و به درد خبر واحد نمىخورد . ( قوله : المتخلفين او النافرين على الوجهين فى تفسير الآية : آيه نفر در رديف آيات جهاد وارد شده و لذا در تفسير آن احتمالاتى وجود دارد كه اهم آنها دو احتمال است و مرحوم آخوند در اين عبارت به آنها اشاره كرده : 1 - مراد اين باشد كه عدّه‌اى به سوى جبهه‌ها كوچ كنند و در آنجا آثار نصرت الهى و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 180 | على محمدى خراسانى