تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
خداست . با توجه اين مقدمه ، اصل استدلال از اينجا شروع مىشود . وقتى كه اصل محبوبيت حذر ثابت شد ، به دنبال آن وجوب حذر ثابت مىشود . آن هم چه وجوب شرعى كه با دليل شرعى ثابت مىشود و چه وجوب عقلى و لزوم كه به حكم عقل مستقل ثابت مىشود . اما وجوب شرعى : از راه عدم فصل قابل اثبات است . به اين بيان كه احدى از فقهاء ميان حسن و رجحان و محبوب بودن حذر با وجوب آن فرق نگذاشته ، بلكه گروهى كه اصل مطلوبيت را قبول دارند وجوب آن را نيز قائلند و گروهى كه منكر وجوب حذر هستند ، اصل محبوبيت آن را نيز قائل نيستند و از آنجا كه ما اصل محبوبيت حذر را از كلمه لعل در آيه استفاده كرديم به ضميمه عدم فصل مذكور وجوب آن را نيز ثابت مىكنيم و چون اجماع مركب دليل شرعى است ، قهرا وجوبى هم كه از اين راه بدست آيد شرعى خواهد بود . اما وجوب عقلى : حذر و ترس از امرى يا مقتضى و عامل دارد ( يعنى چيزى هست كه موجب حذر شده ) و يا مقتضى ندارد ، اگر مقتضى دارد ( در ما نحن فيه مقتضى حذر عذاب و عقاب اخروى است ) حذر كردن نه تنها حسن و رجحان دارد و بايسته است ، بلكه به حكم عقل لازم است ، چه از عقاب مقطوع و چه محتمل بايد اجتناب كرد و ترسيد . و اگر مقتضى ندارد و عذابى نيست و قطع به عدم داريم ، نه تنها حذر واجب نيست ، بلكه استحباب و رجحان و حسن هم ندارد و عقلايى نيست و نه تنها حسن ندارد ، بلكه اصلا معقول و ممكن نيست ( زيرا با قطع به عدم عقاب ترس معنى ندارد ، انسان قاطع به عدم يك ميليونيم احتمال عقاب نمىدهد تا ترس براى او معنى و مفهوم داشته باشد . ) و از آن رهگذر كه اصل حسن و رجحان حذر به حكم آيه ثابت شد كاشف از وجود مقتضى براى ترس است و اگر مقتضى دارد ، پس حذر واجب و لازم است . تا اينجا دو قدم برداشتيم : 1 - در قدم اوّل مطلوبيت و حسن حذر عند الانذار را ثابت كرديم . 2 - در گام بعدى وجوب شرعى و عقلى آن را از راه ملازمه به اثبات رسانديم . ( و اينك گام سوم اين است كه حذر عند الانذار واجب است و آيه از اين ناحيه مطلق
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 176 | على محمدى خراسانى