مناقشه ندارد و مقدار دلالت هم روشن شد كه خصوص خبر عادل را حجّت مىكرد نه بيش از آن البته جاى اين سؤال باقى است كه مرحوم آخوند به مفهوم شرط آيه استدلال كردند ، درحالىكه در جلد اوّل و باب مفاهيم ، ايشان مفهوم شرط را قبول نكردند . آنگاه يا از آن مبنا عدول كرده و بر مسلك مشهور مفهوم شرط را قبول كرده و اينجا به آن استناد مىكنند و يا برآن مبنا باقى هستند و تمام اين بحثهاى مربوط به آيه نبأ بر مبناى مشهور بود ، نه به مبناى خود ايشان . ) .
2 - آيهء نفر
دومين آيهاى كه براى حجيّت خبر واحد به آن استدلال شده آيه نفر ( كوچ و هجرت ) است . خداوند در قرآن كريم فرموده :
« وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »
« 1 » . همه مؤمنان حق ندارند يا عملا نمىتوانند و مقدورشان نيست كه كوچ كنند ( و به حوزههاى علميه مسافرت كرده و از نزديك احكام دين خود را بياموزند . ) اما چرا از هر فرقه و جمعيتى يك دسته كوچ نمىكنند ؟ ( كه به مراكز علمى رفته و ) در امر دين تفقه كنند و دينشناس شوند و آنگاه كه به ميان قوم خويش برگشتند ، به انذار آنان مشغول شوند . باشد كه مردمان نيز برحذر باشند و بترسند ! ( و اين انذارها را جدى بگيرند . ) به اين آيه شريفه از سه جهت استدلال شده :
1 - وجه اوّل به جمله اخير آيه ، يعنى
« لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »
است كه بيان استدلال را با مقدمهاى ذكر مىكنيم :
نزاعى بود ميان مشهور مرحوم آخوند درباره معناى صيغه افعل و استفهام و تمنى و ترجى و . . . كه در مواردى از جلد اوّل كفايه متعرض شدند ( منجمله در بيان معناى صيغه افعل در باب اوامر و در فصل هفتم از فصول عام و خاصّ در بحث خطابات شفاهى قرآن . ) و آن اينكه :
هامش
( 1 ) - سوره توبه ، آيه 123 .