تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
مىشود كه اين جمله شرطيّه مفهوم نداشته باشد . قوله : و لا يخفى : مرحوم آخوند در پاسخ اين اشكال مهم مىفرمايد : اشكال مزبور بر اين اساس بود كه جهالت در آيه بىمعناى عدم علم باشد ؛ ولى چه مانعى دارد كه جهالت را به معناى سفاهت و نابخردانه و نابجا عمل كردن بدانيم و بگوييم كه آيه اقدام سفيهانه را محكوم مىكند و كسى كه به خبر ثقه يا بالاتر از آن به خبر عادل عمل مىكند اقدامش سفيهانه و نابخردانه نيست ، بلكه كاملا خردمندانه و عقلايى است و بناى عقلاء بر عمل به خبر كذايى مىباشد . در نتيجه چنين خبرى از عموم تعليل آيه بيرون است و تعليل ذيل مزاحم مفهوم صدر نيست . و جلو آن را نمىگيرد . ( اتفاقا به قول مرحوم مظفر در اصول فقه ، واژه جهالت در لسان آيات و روايات و در صدر اسلام به معناى مقابل عقل بوده كه سفاهت باشد و در روايات ما جهل را در مقابل عقل قرار داده ، نه علم و بعدها در عصر بنى عباس وقتى فلسفهء يونانى به عربى ترجمه شد ، واژه جهل را در مقابل علم قرار دادند و از آن عدم العلم را اراده كردند . « 1 » . . . ) قوله : ثمّ انّه : اشكال سومى بر استدلال به آيه نبأ وارد شده كه اين هم از معروف‌ترين اشكالهاى آيه است و تفاوت آن با دو اشكال سابق در اين است كه دو ايراد قبلى مخصوص آيه نبأ بود ؛ ولى اين اشكال اختصاص به آيه نبأ ندارد و هر دليل ديگر از ادلّه خبر واحد را كه مفادشان مثل آيه نبأ باشد ( حجيت خبر عادل ) شامل مىشود و لذا اشكال مهمى است ( البته آيات و رواياتى هم كه مفادشان حجيّت خبر ثقه باشد ، مبتلا به اشكال هستند ؛ ولى به جاى صدق العادل ، صدّق الثقة ذكر مىشود . . . ) و لذا فرموده : « شمول مثلها » يعنى هر دو دليل كه مثل آيه نبأ باشد نفرموده كه شمولها يا شمول نفسها كه مخصوص آيه شود . حال قبل از طرح اشكال نكاتى را به عنوان مقدمه ذكر مىكنيم : الف ) هيچ‌گاه حكم و موضوع اتحاد پيدا نكرده و يكى نمىشوند و نمىتوان گفت موضوع همان حكم يا حكم همان موضوع است . فى المثل حرمت با خبر يكى نيست . وجوب با نماز جمعه يكى نيست ، بلكه مغايرت دارند و دو چيزند و نه تنها دو چيزند ، بلكه
هامش
( 1 ) - اصول فقه ، ج 3 ، ص 73 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 166 | على محمدى خراسانى