زيد برداشته مىشود يا به حال خود باقى است ؟ اگر برداشته شود ، از باب سالبه به انتفاء محمول خواهد بود . « اى زيد لا يجب اكرامه عند عدم المجيء . »
2 - قضاياى شرطيهاى كه شرط مذكور در آنها صرفا براى بيان موضوع حكم وارد شده و قيد يا جزء موضوع است . مثل « ان رزقت ولدا فاختنه » كه ولدا تمام موضوع براى وجوب ختان نيست ، بلكه ارتزاق ولد روى هم رفته موضوعيّت دارد و واضح است كه تا اين موضوع باشد ، آن حكم نيز خواهد بود و همينكه موضوع منتفى شد ، حكم مذكور هم منتفى مىشود ؛ اما اين انتفاء به حكم عقل و از باب سالبه به انتفاء موضوع است كه چون موضوع ندارد و موضوع هم نسبت به حكم مثل علت نسبت به معلول است قهرا و به حكم عقل با نبود علت معلول نابود است و ربطى به مفهوم داشتن ندارد و مفهوم دارى در فرضى است كه حكم در هر حال قابل بقاء باشد ، چه با وجود شرط و چه انتفاء آن تا بحث كنيم با انتفاء شرط هم اين حكم براى آن موضوع ثابت است يا نه ؟ در فرض عدم قابليت بقاء جاى اين بحثها نيست . پس اينگونه قضايا مفهوم ندارند .
با توجه به اين مقدمه مستشكل مىگويد كه قضيّه شرطيّه مورد بحث ما ( آيه نبأ ) از همين قسم قضايا است ؛ زيرا موضوع وجوب تبين نبأ بما هو نبأ ( طبيعت نبأ ) نيست تا در هر دو حال محفوظ باشد ، بلكه موضوع نبأ الفاسق يا مجىء الفاسق بالنبإ است و موضوع مركب يا مقيد با انتفاء همه اجزاء و قيود منتفى مىشود و با انتفاء يك جزء يا يك قيد هم منتفى مىشود . بنابراين چه اصلا نبأ نباشد و چه نبأ باشد ، ولى آورنده آن فاسق نباشد ، بلكه عادل باشد ( نبأ عادل ) آن موضوع مذكور در آيه منتفى است و با منتفى شدن موضوع ، حكم وجوب تبين هم عقلا منتفى مىشود از باب اينكه موضوع ندارد و اين باب از مفهوم دارى نيست و نبأ عادل هم موضوع ديگرى است كه ربطى به منطوق يا مفهوم آيه ندارد و حكم آن از آيه فهميده نمىشود . پس آيه نبأ يا اصلا مفهوم ندارد و يا مفهومش سالبه به انتفاء موضوع است ، نه به انتفاء محمول و شما مىخواستيد از مفهوم شرط آيه استفاده كنيد و خبر واحد عادل را حجّت كنيد ؛ ولى به درد شما نمىخورد .
مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد : بنا بر تقريبى كه ما از آيه داشتيم ( موضوع خود نبأ
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٣