مصاديق ظنّ است و پيروى از گمان مذموم و حرام است و اگر حجّت بود كه پيروى از آن مذموم و حرام نمىشد .
دليل دوم : از روايات فراوانى استفاده مىشود كه خبر واحد مجرّد ، ارزشى ندارد . در اينجا به برخى از اين روايات اشاره مىشود . « آنچه از احاديث كه به شما مىرسد و نمىدانيد كه قول امامان عليهم السّلام است يا نه به خود آنان رد كرده و بگوييد ما نمىدانيم و آنان داناترند . « 1 »
هر حديثى كه يك يا دو شاهد و قرينه قرآنى طبق آن نباشد ، قابل عمل نيست و آنها را به اهلش واگذاريد . « 2 »
هر حديثى كه موافق قرآن نباشد ، بدان عمل نكنيد و به خود امامان عليهم السّلام واگذاريد . « 3 »
هر حديثى را كه قرآن كريم تصديق و تأييد نكند باطل و بىارزش است . « 4 »
هر حديثى كه با كتاب خدا موافق نباشد ، مزخرف است . « 5 »
هيچ حديثى را قبول نكنيد ، مگر آنچه را موافق كتاب يا سنت باشد . « 6 »
و مانند اينها از روايات ديگر كه مىگويد مخالف كتاب و سنت را طرح كنيد . « 7 » حال از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه خود خبر واحد موضوعيتى ندارد و ارزشمند نيست ، مگر در كنارش قرينهاى از قرآن باشد و بدينوسيله قطعى شود تا ارزش پيدا كند ؛ و گرنه مخالف كتاب و سنت بىارزش است . آنكه مخالف نيست ؛ ولى موافق هم نيست و كتاب نسبت به آن ساكت است . باز ارزش ندارد و تنها رواياتى كه موافق كتاب و سنت است ، معتبر است كه آن هم همراه با قرينه است و خالى از آن نيست .
دليل سوم : سيد مرتضى در چند جاى كتابش ادعاى اجماع كرده و فرموده كه به اجماع اماميّه خبر واحد حجّت نيست و بلكه ترقى كرده و خواسته اين مطلب را از ضروريات فقه
هامش
( 1 ) - مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 116 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 80 ، حديث 208 .
( 3 ) - مستدرك الوسائل ، 34 ، ص 16 ، حديث 5 .
( 4 ) - محاسن برقى ، ج 1 ، ص 221 .
( 5 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 78 ، حديث 12 .
( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 7 و 8 ، حديث 11 .
( 7 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 75 .