زيرا در تمام اينها بحث از اصل حجيّت است و بر مسلك مشهور بحث از حجيّت بحث از اصل ثبوت و وجود موضوع است و بحث از اصل وجود موضوع ، بحث از مبادى است نه از مسائل كه پس از تثبيت اصل موضوع ، پيرامون عوارض آن گفتگو مىكند . و التزام به خروج مسائل حجّت از مسائل علم اصول آسان نيست . ثانيا لازم مىآيد كه مهمترين مسئله اصولى ، يعنى مسئله حجيّت خبر واحد از مسئله اصولى بودن خارج و جز مسائل علوم ديگر باشد و به مناسبت در علم اصول آمده باشد ؛ زيرا بحث از حجيّت خبر واحد بحث از دليليت ادله اربعه نيست ؛ چون خبر واحد نه كتاب است و نه سنت و . . . كه قبلا ذكر شد .
التزام به استطرادى بودن اين بحث نيز آسان نيست .
3 - مسلك صاحب فصول : موضوع دانش اصول منحصر به ادله اربعه است ؛ اما نه با وصف دليليت و حجيت ، بلكه ذوات ادله اربعه ، يعنى ذات الكتاب و السنة و . . . قطعنظر از حجيّت آنها . آنگاه بحث از حجيت ، بحث از اصل ثبوت موضوع نيست ، بلكه بحث از عوارض و احكام آن است « 1 » . بر اين مسلك اشكال اوّل از دو اشكال مسلك مشهور حل شد ؛ ولى اشكال دوّم به قوت خويش باقى است كه خروج مسئله حجيّت خبر واحد باشد از مسئله علم اصول به بيانى كه گذشت .
4 - مسلك شيخ انصارى رحمه اللّه : موضوع علم اصول ادله اربعه است و براى حل اشكال اول ، سخن صاحب فصول را ملتزم مىشويم كه موضوع ذوات ادلّه باشد . براى پاسخ به اشكال دوّم مىگوييم كه گرچه در كلمات قوم در ظاهر سخن از حجيّت خبر واحد است و خبر واحد از ادله اربعه نيست ، ولى بازگشت اين سخن به اين است كه سنت كه عبارت است قول يا فعل يا تقرير معصوم ، بهوسيله تواتر ثابت مىشود . با قرائن قطعى نيز ثابت مىشود ؛ ولى آيا خبر واحد هم ثابت مىشود يا خير ؟ اگر اينگونه عنوان كرديم باز موضوع مسئله سنت است و محمول آن ثبوت سنت بوسيلهء خبر واحد است و مسئله حجيّت خبر واحد در بخش سنت از ادلّه اربعه داخل است و بيرون نيست و مشكلى هم ايجاد نمىشود « 2 »
هامش
( 1 ) - الفصول الغرويّة ، ج ، ص 12 .
( 2 ) - فرائد الاصول ، ص 67 .