تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
شيعه قلمداد كند و فرموده همان‌طور كه حجّت نبودن قياس و عمل نكردن به آن از ضروريات مذهب ماست ، عمل نكردن به خبر واحد هم از مسلّمات مذهب ماست و خاصّ و عام شيعه را به اين امور مىشناسند « 1 » . قوله : و الجواب : مرحوم آخوند به هر سه دليل منكران پاسخ مىدهد ، اما از دليل اول يا آيات : ايشان به دليل اوّل سه جواب مىدهد : الف ) ظاهر و متفاهم عرفى از آيات مزبور ، اصول دين است و آيات در باب مسائل عقيدتى از پيروى غير علم يا ظنّ منع و مذمت كرده و بحث ما در فروع دين و مسائل شرعى و حجيّت ظن حاصل از خبر واحد در اين بخش است كه از مفاد آيات تخصصا خارج است و وجه ظهور سياق آيات است كه در ذيل بحثهاى اعتقادى وارد شده‌اند ، فى المثل يك جا سخن از اين است كه زندگى فقط همين زندگى دنيوى است كه عدّه‌اى مىميرند و عدّه‌اى متولد مىشوند و دست روزگار ما را هلاك مىكند ؛ و گرنه مبدئى ماوراء طبيعى و جهانى غير از اين دنيا وجود ندارد . « 2 » و در ذيل اين آيه قرآن مىفرمايد كه اين‌ها حدس و گمان دارند و جز از گمان پيروى نمىكنند و يقين ندارند . يا مثلا جاى ديگر سخن از اين است كه عدّه‌اى فرشتگان را دختران خدا دانسته‌اند . قرآن در جواب آنان و ردّ آنها فرموده كه اينان از ظنّ و حدس و گمان پيروى مىكنند ؛ و گرنه يقين ندارند . « 3 » ( نظير اينكه امروزه كسانى طرفدار آزادى هستند و مىگويند كه خود قرآن فرموده
« لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ
و . . . ؛ يعنى حتى پيامبر هم بر كسى ولايت و سلطنت ندارد و مردم آزادند ، تا چه رسد به ولى فقيه . » ولى پاسخ آن است كه اين آيه و امثال آن مربوط به كافران است و خداى مىفرمايد كه تو بر آنها مسلط نيستى كه آنها را مجبور به ايمان آوردن كنى . اصولا ايمان يك امر اجبار بردار نيست و آيات قبل اين ظهور را به خوبى دلالت مىكند ؛ و گرنه نسبت به مؤمنان مىفرمايد كه
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ،
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ
. . . ) .
هامش
( 1 ) - رسائل سيد مرتضى ، ج 1 ، ص 25 - 24 . ( 2 ) - سوره جاثيه ، آيه 24 . ( 3 ) - سوره نجم ، آيه 27 و 28 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 157 | على محمدى خراسانى