تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
دليل سوم : فرازى از مقبوله ابن حنظله است كه مىفرمايد « ينظر ما كان من روايتهم عنا فى ذلك الذى حكما به المجمع عليه بين اصحابك فيؤخذ به » « 1 » كيفيت استدلال به اين حديث همانند كيفيت استدلال به حديث قبلى است و پاسخ از آن نيز همان پاسخ حديث قبلى است . ( نكته ، ظاهرا مرحوم آخوند موصول در اين حديث را هم لفظ « ما » در ما كان گرفته و همان جواب را داده ، درحالىكه منظور مستدل از استدلال به مقبوله ، استدلالى به تعليل ذيل است كه در كفايه ذكر نشده و آن اينكه فان المجمع عليه لا ريب فيه . . . يعنى هرآنچه كه مشهور باشد ، لا ريب فيه است . ولى برفرض هم مراد مستدل ، اين جمله باشد پاسخهاى متعددى دارد كه شيخ در رسائل آورده است « 2 » ) . دليل چهارم : يكى از ادلّه حجيّت خبر واحد ، بناء عقلاء است كه خواهد آمد ، حال بنا بر اينكه دليل حجيّت خبر بناء عقلاء باشد ، بعيد نيست كسى بگويد كه بناى عقلاء اختصاص به خبر واحد ندارد ، بلكه بر حجيّت هر اماره‌اى كه مفيد ظنّ يا اطمينان باشد قائم شده است و بنابراين به حكم سيره عقلاء بايد گفت كه شهرت فتوايى هم حجّت است . ( ضمنا اين دليل كه با كلمه نعم آمده ، در واقع تبصره‌اى است از دو جواب مرحوم آخوند به دليل اوّل از ادلّه حجيّت شهرت كه در آنجا اين معنا را رد كردند كه ادلّه حجيّت خبر واحد شامل شهرت شود و با اين نعم درصدد قبول آن هستند . پس دو دليل دوّم و سوم در وسط ، فصل به اجنبى شده . ) قوله : لكن : پاسخ دليل چهارم هم اين است كه از كجا مىگوييد كه سيره عقلاء اختصاص به خبر واحد ندارد و هر اماره ظنى يا اطمينانى را حجّت مىكند ؟ اثبات اين مطلب آسان نيست ؛ زيرا كسى را رسد كه بگويد : بناء و سيره عقلاء از مقوله عمل است و عمل مجمل است و بايد به قدر متيقن آن قناعت شود كه خصوص خبر واحد ثقه باشد نه هر اماره كذايى . ( البته محشّين در اين جمله سه احتمال داده‌اند كه احتمال مزبور اظهر احتمالات بود و ما بدان بسنده كرديم . ) نتيجه : دليلى بر حجيّت شهرت فتوايى قائم نشد ، پس شهرت فتوايى حجّت نيست .
هامش
( 1 ) - من لا يحضر ، ج 3 ، ص 5 ، حديث 2 . ( 2 ) - فرائد الاصول ، ص 66 .