اگر كسى چنين ادعايى بنمايد ، گزافهگويى نكرده است . ( شايد به اين دليل كه خبر عادل يا ثقه مطلقا حجّت است ، چه براى شخص من مفيد ظن باشد يا نه ، كما اينكه در موضوعات هم بينه و شهادت عدلين مطلقا حجّت است و قاضى بايد طبق آن قضاوت كند ، چه ظنّ پيدا بكند يا نه )
دليل دوم : به فرازى از مشهورهء ابى خديجه يا همان مرفوعهء زراره استناد شده كه امام عليه السّلام فرموده : « خذ بما اشتهر بين اصحابك » « 1 » و كيفيت استدلال آن است كه ماء موصول مفيد عموم است ؛ يعنى واجب است به هرآنچه كه شهرت دارد اخذ كنى و ترتيب اثر دهى ، چه شهرت فتوايى باشد و چه روايى و به حكم عموم اين جمله ، شهرت فتوايى حجّت است .
مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد كه پرواضح است كه مراد از موصول در فراز مزبور ، روايت است نه فتوى و منظور شهرت روايى است نه فتوايى . بيان مطلب : حديث درباره دو خبر متعارض است و از امام عليه السّلام مىپرسد كه اگر دو حديث متعارض از قول شما براى ما نقل كردند ، وظيفه ما چيست ؟ امام عليه السّلام مىفرمايد كه خذ بما اشتهر بين اصحابك . آنگاه ابهام موصول را سؤال سائل مرتفع مىسازد ؛ چون سؤال از دو خبر متعارض است و پاسخ هم متناسب با سؤال از روايت مشهور است . و خذ بما اشتهر . . . يعنى اخذ كن به اينكه شهرت دارد و آنكه مراد حديث است ؛ يعنى آن حديثى كه شهرت دارد و ربطى به فتوا ندارد و عموميتى در بين نيست .
( مرحوم شيخ براى تقريب به ذهن در رسائل مثالهايى هم آورده . اگر از شما بپرسند كه اىّ المسجدين احبّ اليك ؟ و شما در پاسخ بگوييد كه ما كان الاجتماع فيه اكثر ، احدى در ذهنش نمىآيد كه منظور شما اين باشد كه هر مكانى كه اجتماعات بيشتر است ، آنجا را دوست دارم ، و لو در قمارخانه باشد ، بلكه ظهور عرفى كلام معلوم است كه مراد مسجدى است كه اجتماع بيشترى دارد ، يا اى الرمانين احب اليك ؟ شما بگويى ما كان اكبر ، احدى توهم نمىكند كه منظورتان اين است كه هر چيز بزرگتر را دوست داريد ، بلكه همه مىفهمند كه منظورتان انار بزرگتر است . « 2 » ) .
هامش
( 1 ) - عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 133 .
( 2 ) - فرائد الاصول ، ص 66 .