تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢

تنبيهات اجمال منقول

در پايان مبحث اجماع منقول سه مطلب را به عنوان تنبيهات ذكر مىكنند :

تنبيه اول

مطالب اين تنبيه لابلاى مباحث گذشته ذكر شد و اينك فهرست‌وار بيان مىشود : گفتيم كه اجماع منقول انواعى دارد و دانستيم كه كدامها حجّت است و كدامها حجّت نيست و خلاصه اينكه اگر ناقل اجماع ، اجماع دخولى را نقل كند ، قطعا حجّت است و مصداق از مصاديق خبر واحد است ؛ ولى در زمان غيبت ما يقين به اين مطلب نداريم كه امام عليه السّلام در ميان مجمعين بوده تا بتوانيم چنين ادعاى اجماعى بكنيم و نيز اگر ناقل اجماع آراى جميع فقهاء را در جميع اعصار و امصار نقل كند ، كه ملازمه عاديه وجود دارد و هر عاقلى از اين اتفاق آراء عادتا حدس به رأى امام مىزند ، باز ارزش دارد ؛ ولى حاشاوكلا . كه كسى بتواند چنين ادعايى بكند و بگويد كه من آراء همه فقهاء را در همه اعصار بدست آورده‌ام . چنين چيزى عادتا محال است . و اجماع تشرفى هم ارزش دارد ؛ ولى درك اين مطلب كه فلان اجماع منقول از نوع اجماع تشرفى است ، ممكن نيست . باقى مىماند دو نوع اجماع ، يكى حدس اتفاقى كه شخصى از قول ده نفر هم چه‌بسا حدس قطعى به رأى امام مىزند ؛ ولى براى ما قابل قبول نيست و ما مبناى او را باور نداريم ، و ديگرى اجماع لطفى كه از اتفاق علماى يك عصر ، حدس قطعى به رأى امام پيدا مىكند و به ملازمه عقلى بر مبناى قاعده لطف يقين مىكند كه رأى امام همين است ؛ ولى اين قسم هم از نظر مبنا باطل است ( زيرا اولا اگر از باب لطف القاء خلاف در مسئله فرعى جزئى لازم باشد پس اصل ظهور