تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
حدسى اتفاقى . ) به عقيده ناقل اين اتفاق آراء سببيت دارد و كاشف قطعى از رأى امام است ( فى المثل قاعده لطف را قبول دارد و آراء فقهاى عصر واحد را جمع‌آورى كرده و سپس از راه ملازمه عقلى يقين كرده كه نظر مبارك امام عليه السّلام هم همين است و بر اين اساس ادعاى اجماع كرده و گفته « اجمع الامة من المعصوم و غيره على كذا . » ) ضمنا به عقيده مخاطب و منقول اليه همچنين اجماعى سببيت دارد و هم‌مسلك با ناقل اجماع است . چنين اجماع منقولى هم حجّت است ؛ زيرا نسبت به نقل سبب كه حسى است و مخاطب آن را مىپذيرد و خود را جاى ناقل مىگذارد و گويا خودش تحصيل اجماع كرده ، آنگاه با اين اجماع منقول به نوع اجماع محصّل معامله مىشود و همه آثار و احكام مترتّب مىشود ؛ يعنى بنا را بر اين مىگذارد كه رأى علماء عصر همين است . سپس براساس ملازمه عقليّه قطع ادعايى به رأى امام پيدا مىكند يا اينكه بنا را مىگذارد كه رأى همه علماء اعصار و امصار همين است . سپس به حكم ملازمه عادى به رأى امام مىرسد و . . . . 4 - حاكى اجماع ، سبب و مسبب هر دو را نقل مىكند و نقل سبب حسى است و آراء فقهاء عصر واحد يا جميع اعصار و يا مشاهير را ( براساس مبانى مختلف ) به چشم خود ديده است . از اين طريق حدس به رأى امام عليه السّلام مىزند و نسبت به رأى معصوم يا نقل مسبب حدسى است و به عقيده خود ناقل چنين اجماع و اتفاقى سببيت دارد و موجب حدس به رأى امام مىشود ، براساس ملازمه عقلى يا عادى يا حدس اتفاقى ؛ ولى به عقيده مخاطب و منقول اليه از اين راه قطع به رأى معصوم حاصل نمىشود و مخاطب با متكلم و ناقل هم‌مسلك نيستند ( مثلا ناقل فقط آراء فقهاء يك عصر را تحصيل كرده و خودش ملازمه عقلى را قبول دارد ؛ ولى مخاطب اين مسلك را قبول ندارد . ) چنين اجماعى نسبت به مقدارى كه نقل سبب مىكند ، حكمش از صور بعدى معلوم خواهد شد ؛ ولى نسبت به نقل مسبب يا رأى امام عليه السّلام حجّت نيست و ادلّه حجيّت خبر واحد آن را شامل نيست ؛ زيرا ادلّه حجيّت خبر واحد عبارتند از : بناء عقلاء ، اجماع ، آيات ، روايات ) ؛ بناء عقلاء همان سيره عملى است و مهم‌ترين دليل حجيّت خبر واحد مىباشد . از آنجا كه از مقوله عمل است و عمل مجمل است ، بايد به قدر متيقن آن قناعت شود و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 136 | على محمدى خراسانى