المعصوم و غيره ، بلكه مىگويد فقهاء عصر ما متفق هستند ، مثلا ( و گاهى هم ناقل فقط نقل مسبب مىكند ؛ يعنى مستقيما رأى امام را نقل مىكند كه از اجماع خارج و مستقيما در خبر واحد داخل است و بايد آن شرايط را دارا باشد ، لذا مرحوم آخوند متعرض نيست . )
2 - الفاظى هم كه در مقام نقل اجماع به كار مىبرد يكسان نيستند ؛ بلكه از حيث نص يا ظاهر يا مجمل بودن متفاوت هستند . به قول مرحوم مشكينى ، گاهى الفاظ نقل صراحت دارند در نقل سبب و مسبب هر دو ؛ مثل اجمع جميع الامة من المعصوم و غيره گاهى هم به صراحت فقط نقل سبب را دلالت دارد ، مثل اجماعا من غير المعصوم و گاهى ظهور در نقل سبب و مسبب هر دو دارند ، مثل اجماعا ، جميع الامّة و . . . و گاهى ظهور در نقل سبب تنها دارد ، مثل اجمع عليه الاصحاب كه كلمه اصحاب در من عدا الامام عليه السّلام ظهور دارد . و گاهى مجمل است ، مثل اجمع فقهائنا كه احتمالا شامل امام عليه السّلام است ؛ چون او افقه فقهاء است و به اعتبارى مخصوص غير امام عليه السّلام است .
مطلب سوم : حجّيت اجماع
امر سوم : در امر اوّل با انواع اجماع حسى و حدسى ( به معناى اعمّ كلمه ) آشنا شديم در امر دوّم با كيفيت نقل اجماع ( نقل سبب و مسبب يا نقل سبب به تنهايى ) آشنا شديم . اينك در اين امر سوم درصدد اين مطلب هستيم كه كدام قسم از اقسام مذكور در دو امر قبلى حجت است و مشمول ادلّه حجيّت خبر مىباشد و مصداقى از مصاديق آن است ؟ ( چون در اوّل فصل گفته شد كه اجماع منقول به عنوان خاصش دليلى بر حجيّت ندارد و اگر هم حجّت باشد ، از باب اين است كه نوعى خبر دادن از رأى معصوم است و ادلّه حجيّت خبر واحد بر حجيت آن دلالت دارند . ) و كدامها حجّت نيستند ؟ در مجموع اقسامى كه قابل تصوير است هشت قسم است كه به ترتيب ذكر مىكنيم و از عبارت كفايه سه قسم به صراحت استفاده مىشود و ساير اقسام را از مفهوم كلام يا با استعانت از مباحث امر اوّل و دوّم مىتوان عرضه كرد :
1 - ناقل اجماع در مقام نقل اجماع ، هم نقل سبب مىكند ( آراء علماء را حكايت