ادعاى اجماع مىكند و يا آراء ديگران را هم ديده و حقيقتا ادعاى اجماع مىكند ) پس اجماع به مناط كشف قطعى از رأى معصوم ارزش دارد و منابع قطع به رأى معصوم عبارتند از دخول امام در ميان مجمعين ، طريقه لطف و ملازمه عقلى ، طريقه حدس با دو قسم آن ، و اجماع تشرفى .
مطلب دوم : اجماع سببى و مسببى
امر دوم : در باب اجماع سخن از سبب و مسبب است منظور از سبب ، آراء فقهاست و منظور از مسبب ، رأى امام عليه السّلام است . با اين مقدمه دو نكته را در امر دوّم بيان مىكنيم .
1 - نقل اجماع از اين زاويه كه آيا نقل سبب است يا نقل سبب و مسبب هر دو ؟ مختلف و متفاوت است . گاهى ناقل اجماع هم نقل سبب مىكند و هم نقل مسبب ، يعنى هم آراء فقهاء را و هم رأى امام عليه السّلام را نقل مىكند كه خود سه شعبه دارد .
الف ) هر دو حسى باشند ؛ يعنى هم آراء فقهاء را مستقيما ديده و هم رأى امام عليه السّلام را در لابلاى آنها ديده يا از زبان امام عليه السّلام شنيده است كه در طريقه اجماع دخولى همين مطرح بود و صدالبته اين طريق بسيار نادر و اصولا در عصر غيبت ناياب است .
ب ) نقل سبب حسى است ؛ يعنى آراء علماء را خود ديده و يا از زبان آنها شنيده است ؛ ولى نقل مسبب حدسى است ، آن هم به معناى عام كلمه ؛ يعنى هرآنچه كه حسى نيست كه شامل ملازمه عقلى مىشود و شامل ملازمه عادى هم مىشود و مجرّد حدس اتفاقى را هم شامل است .
ج ) نقل سبب و مسبب هر دو حدسى باشد كه اصلا مرحوم آخوند اين را متعرض نيست و همان قسم سوم حدس است كه گذشت .
و گاهى ناقل اجماع فقط نقل سبب مىكند ؛ يعنى اتفاق آرايى را كه به عقيده او كاشف از رأى معصوم است ( حال قاعده لطف را قبول دارد و از اين راه كاشف مىداند ، يا طرفدار ملازمه عادى است و يا حدس اتفاقى . ) گزارش مىكند و خودش معتقد است كه اين اتفاق كاشفيت هم دارد ؛ ولى مستقيما رأى امام را نقل نمىكند و نمىگويد كه اجمعت الامّة من