البيت همين است . يا اگر همه شاگردان يك درس ، مطلبى را يكسان و به تقرير واحد بيان كردند ، انسان حدس مىزند كه اين را از استاد خود گرفتهاند . ) ولى متأسفانه در غالب مواد چنين طريقى به روى ما مسدود است و از كجا مىتواند ادعا كند كه در فلان مسئله آراء جميع فقهاء اعصار و امصار را بدست آورده است ؟
ب ) حدسى كه متكى بر مبادى حسيّه غير ضروريه باشد ؛ يعنى مبادى و مقدماتى كه نه عقلا ملازم با چنين حدسى هستند و نه عادتا ملازمه دارند ، بلكه براى بعضى از افراد روى پارهاى سلايق كه دارند اتفاقا و تصادفا چنين حدسى مىآيد و چهبسا براى صدها نفر اين حدس حاصل نشود . مثلا فرد خاصى به ده نفر از فقهاء خيلى ايمان دارد و معتقد است كه اگر اين ده نفر متفق شدند ، حتما حكم شرعى همان است و نظر امام عليه السّلام موافق آنهاست .
لذا از تحصيل فتواى اين ده نفر حدس قاطع به رأى امام مىزند ؛ ولى اتفاق روى جهت خاصى است كه ذكر شد ؛ و گرنه ديگران چنين نيستند .
ج ) حدسى كه متكى بر مبادى اجتهادى و نظرى باشد كه حدس اندر حدس است .
فرض كنيد فردى از قرائنى حدس مىزند كه نظر مشهور در مسئله چنينوچنان است .
سپس از آنجا هم حدس مىزند لا بدّ همه فقهاء همين رأى را دارند و بعد حدس مىزند كه لا بد نظر امام نيز همين است . مرحوم شيخ در رسائل مثالهاى متعددى براى اين قسم آوردهاند ؛ « 1 » ولى از آنجا كه اين قسم از ادعاى اجماع هيچ ارزشى ندارد ، مرحوم آخوند اصلا متعرض نشدهاند .
قوله : كما هو : از كجا بدانيم كه فلان دسته از فقهاء معتقد به اجماع دخولى بوده ؟ و عدّهاى معتقد به اجماع لطفىاند ؟ و نظر عدّهء سوم به اجماع حدسى است ؟ دو راه دارد :
1 - از راه تصريحات و نصوص خودشان : اگر فقيهى صريحا در كتابش مىنويسد كه اجماع از نوع دخولى است يا لطفى و . . . كاملا مىفهميم كه او طرفدار چه مسلكى است .
2 - از راه نشانهها و ويژگىها : متأخرين از زمان محقق قمى تا به حال با اينكه صريحا اجماع دخولى را ردّ مىكنند و مىگويند كه در دوران غيبت كبرى عادتا چنين علمى به
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 55 .