تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
فقهاء ادعا شده و ما آن را مىشنويم يا مىخوانيم كه براى ما منقول است . خود اجماع منقول دو قسم است : 1 - منقول به خبر متواتر : صدها نفر از فقهاء براى ما نقل اجماع مىكنند كه در حد تواتر به ما گزارش مىشود . 2 - منقول به خبر واحد : يك يا دو يا چند نفر براى ما حكايت اجماع مىنمايند . حال اجماع محصل اگر قطعى باشد و به ضرس قاطع كاشف از رأى امام باشد ، براى محصل ارزش دارد و اگر ظنى باشد ، فايده‌اى ندارد . اجماع منقول به خبر متواتر هم در حكم اجماع محصّل است و فعلا سخن در حجيّت اجماع منقول به خبر واحد است كه قطعا مفيد ظنّ و از امارات ظنيّه است . آيا اجماع منقول به خبر واحد از ظنون خاصه است و دليل قاطع بر حجيّت آن قيام كرده يا چنين نيست ؟ اين نكته مسلّم است كه اجماع منقول به عنوان خودش هيچ دليلى بر اعتبار آن نيست و لذا كسانى هم كه طرفدار حجيّت آن شده‌اند ، از باب اينكه مصداقى از مصاديق خبر واحد است ( در ادامه مبسوطا بيان خواهد شد . ) و ادلّه حجيت خبر واحد ( ادله اربعه است كه خواهد آمد . ) به عموم يا اطلاقشان آن را شامل مىشوند ، از اين باب حجّت است . حال بسيارى از كسانى كه خبر واحد را حجّت دانسته‌اند ، معتقدند كه اجماع منقول هم از افراد خبر واحد است و به همان دلايل حجّت است .

سه مطلب در باب اجماع

قوله : و تحقيق : مرحوم آخوند مىفرمايد كه تحقيق مطلب پيرامون حجيّت اجماع منقول ، اين را مىطلبد كه امورى را ترسيم كرده و مطالب سه‌گانه‌اى را بيان كنيم .

مطلب اول

قوله : الاول : امر اوّل اجماع چه در مكتب اهل سنت و جماعت و چه در مكتب فقهاى اهل بيت عليهم السّلام فى الجملة حجّت است ؛ ولى اين اشتراك صرفا صورى و ظاهرى است ،
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 128 | على محمدى خراسانى