فصل سوم اجماع منقول
فصل اوّل درباره « ظواهر » بود كه به عقيده مرحوم آخوند ، ظواهر مطلقا حجّت بود و مبسوطا بحث شد .
فصل دوّم پيرامون « قول لغوى » بود كه به عقيده مرحوم آخوند ، قول لغوى حجّت نبود و بيان شد .
فصل سوم راجع به « اجماع منقول » است . ( در اينكه اجماع از نظر لغت عرب و اصطلاح دانشمندان اسلامى به چه معنا و تعريفى آمده ، در كتب ديگر اصولى از قبيل :
معالم ، اصول فقه ، و . . . مبسوطا بيان شد و به سبب وضوح ، مرحوم آخوند وارد اين بحث نشدهاند . ) به طور كلى اجماع در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 - اجماع محصّل ، 2 - اجماع منقول .
اجماع محصّل آن است كه خود انسان زحمت بكشد و آراء و انظار و فتاواى همه فقهاء عصر خودش يا اعصار و قرون ( براساس اختلاف مبانى كه خواهد آمد . ) را از زبان آنها بشنود يا در كتاب آنها پيدا كند و ملاحظه كند كه همگان به اتفاق كلمه فتوا به وجوب فلان كار دادهاند ، چنين اجماعى براى خود اين شخص اجماع محصّل است و خود او را محصّل اجماع گويند كه زحمت كشيده و تحصيل اجماع كرده .
اجماع منقول آن است كه ديگران اقوال و فتاوى را تتبّع و تحصيل اجماع كردهاند و ما حصل كار خويش يعنى اجماع را براى ما بازگو مىكنند كه نسبت به ناقل ، اجماع محصل است و نسبت به مخاطب و منقول اليه ، منقول است . مثل همه اجماعاتى كه در كلمات