تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
قوله : نعم : ولى به مشهور نسبت داده شده كه آنان براى قول لغوى ارزش قائل هستند و آن را از ظنون خاصه مىدانند كه دليل خاصّ بر حجيت و اعتبار آن قائم شده است و براى اثبات آن دلايلى دارند كه به فرموده مرحوم مشكينى در حاشيه ، هفت دليل دارند ؛ ولى مرحوم آخوند در متن پنج دليل را عنوان كرده و پاسخ داده است . دليل اول : اتفاق علماء ( منظور اتفاق عملى يا سيره مستمره علماء است . ) وقتى به كتب فقهاء و دانشمندان و نيز به بحثها و گفتگوهاى آنان با يكديگر مراجعه مىكنيم مىبينيم براى هر واژه‌اى كه نياز به تعريف و تفسير و معنى كردن دارد به كتب لغت استدلال مىكنند و آرام مىگيرند و اگر كسى در مقام بحث براى طرف مقابل به قول فلان لغوى استناد كند ، طرف تسليم مىشود و مىپذيرد . و اگر قول لغوى ارزش نداشت ، اين سيره مستمره بى خود بود . دليل دوم : اتفاق عقلاء : اتفاق قبلى مخصوص علماء بود ؛ ولى دايره اين اتفاق وسيع‌تر است و سيرهء مستمره همه عقلاء چنين است كه براى پيدا كردن معناى واژه‌اى به كتب لغت مراجعه مىكنند ، بدان استناد و استدلال مىكنند و . . . و از سوى شرع مقدس همچنين سيره‌اى ردع و ابطال نشده . پس مورد تأييد شارع است . دليل سوم : سيد مرتضى ادعاى اجماع كرده و فرموده كه همه علماء اجماع دارند بر اينكه قول لغوى حجّت است . « 1 » ( مراد اجماع قولى است ؛ يعنى علاوه بر اينكه در عمل به قول لغوى تمسّك مىجويند ، در قول و فتوا هم صريحا به حجيّت قول لغوى فتوا مىدهند . ) فعلا سه دليل از ادلّه مشهور عنوان شد . قوله : و فيه : مرحوم آخوند به هر سه دليل جواب مىدهند : الف ) دليل اولى : اولا چنين اتفاقى مسلم نيست و ما قبول نداريم . از كجا كسى بتواند به ضرس قاطع بگويد كه سيره مستمره همگان در طول تاريخ چنين بوده . از خيلى از بزرگان نه قولى در اين باب نقل شده و نه كتابشان بدست ما رسيده ! تا با سيره عملى آنها باخبر شويم .
هامش
( 1 ) - به نقل شيخ اعظم در فرائد الاصول ، ص 46 ؛ الذريعة ، ج 1 ، ص 13 .