تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

فصل دوم حجّيت قول لغوى

فصل اوّل پيرامون حجيّت ظواهر بود و رأى مشهور و مرحوم آخوند اين شد كه ظواهر كلمات مطلقا حجّت است و قيد و شرطى ندارد . فصل دوّم پيرامون حجيّت قول لغوى است . مرحوم آخوند بحث را اين‌گونه شروع مىكنند كه در باب حجيّت ظواهر دو بحث داريم . 1 - صغروى : كه سخن از اصل ظهور است ، آيا فلان كلام ظهور در فلان معنى دارد يا نه ؟ 2 - كبروى : كه پس از احراز اصل ظهور ، سخن از حجيت آن است . آيا اين ظهور حجّت و واجب الاتباع است و عند الاصابة موجب تنجز واقع و عند الخطأ موجب عذر است يا خير ؟ حال آنچه در فصل پيش مطرح شد يك بحث كبروى بود كه ظاهر حجّت است ؛ ولى كبرى بدون ضميمه صغرى نتيجه‌بخش نيست . بايد اصل ظهور هم كه موضوع حجيّت است ثابت شود اين فصل بدين منظور منعقد شده كه راههاى احراز ظهور را بيان كند . گاهى اصل ظهور به نحو قطع و جزم و يقين احراز مىشود ؛ يعنى يقين مىكنيم كه متفاهم عرفى از فلان كلام فلان معنى است ( منشأ يقين عبارت است از اينكه كلام براى فلان معنى وضع شده و ما نيز علم به وضع داريم و يقين هم داريم كه قرينه‌اى از سوى متكلم اقامه نشده و قطع به عدم داريم . ) در اين فرض كه بحثى نيست و صغرى يقينا درست شده ، كبرى هم در فصل قبل مسلم شد و نتيجه قطعى است ( البته قطع به ظهور و مقام اثبات ، غير از قطع به واقع و مقام ثبوت است و مراد استعمالى غير از مراد جدى است و از طريق