مرحوم آيت الله العظمى خويى مراجعه كنند .
با توجه به اين مقدمه ، دليل ششمى هم مىتوان به نفع اخبارىها اقامه كرد كه مبتنى بر مبناى تحريف به نقيصه است . كسى بگويد كه ما علم اجمالى داريم كه در قرآن تحريف به نقيصه يا تغيير پيش آمده و با وجود اين علم اجمالى به هر ظاهرى كه مىرسيم احتمال مىدهيم كه اين از ظواهرى باشد كه دچار تحريف شده و با وجود علم اجمالى حق نداريم به ظاهر آيه تمسك كنيم ، چون به ظواهر بعضى استناد كنيم و ظواهر بعضى ديگر را كنار بگذاريم ترجيح بلامرجح است و به همه ظواهر استناد كردن هم مخالف علم اجمالى است .
مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه اصل مبنا را قبول داريم و چنين علم اجمالىاى بعيد نيست سپس دو شاهد مىآورند كه قبلا در مقدمه ذكر شد ؛ ولى درعينحال مدعى هستند كه اين علم اجمالى مانع از اخذ به ظواهر قرآن نيست و جلو حجيّت ظواهر قرآن را نمىگيرد . براى اثبات اين ادعا دو جواب مىدهند :
1 - قرآن آيات فراوانى دارد . نصوص و مصرحات دارد ، متشابهات و مجملات دارد ، ظواهر دارد و ما يقين نداريم كه خلل و نقصان و تحريف كذايى مربوط به ظواهر قرآن باشد و دايره علم اجمالى اينها را هم بگيرد . شايد در خصوص مصرحات قرآن چنين اتفاقى افتاده ، شايد در مجملات تحريفى پيش آمده كه ربطى به ظواهر ندارد . پس نسبت به ظواهر وقوع تحريف قطعى نيست . و مجرّد شك است و بدان اعتنا نمىشود و چيزى كه مانع از تمسّك به ظواهر شود وجود نگرفت .
2 - برفرض كه دامنه علم اجمالى ظواهر قرآن را نيز بگيرد و علم اجمالى به وقوع تحريف در ظواهر هم داشته باشيم ، باز هم ضرر ندارد ؛ زيرا ظواهر شعبى دارد . ظاهر آيات عقيدتى ، ظاهر آيات اخلاقى ، ظاهر آيات تاريخى ، آيات پند و اندرز ، آيات قصص و از جمله آنها ظواهر آيات الاحكام است . آنچه براى ما حجت ( منجّز و معذر ) مىباشد ، همين ظاهر آيات احكام است نه ظواهر آيات ديگر . و باز نسبت به خصوص آيات احكام كه محل بحث ماست . يقين به وقوع تحريف نداريم و مجرّد شك است و چيزى كه مانع از
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٣