تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
شده است . از كلمات مرحوم آخوند استفاده مىشود كه ايشان هم اين قسم از تحريف را قبول دارند و مىفرمايد كه بعيد نيست كه چنين چيزى حقيقت داشته باشد . ( با توضيحاتى كه مرحوم مشكينى در حاشيه دارند معلوم مىشود كه ايشان نيز در اين باب با مرحوم آخوند هم عقيده است ) مرحوم آخوند براى اثبات ادعايش دو شاهد مىآورد . 1 - پاره‌اى از اخبار و روايات دال بر وقوع تحريف كذايى در قرآن است . مرحوم مشكينى مىفرمايد كه اخبار زياد است و نقل آن به درازا مىكشد و خارج از محدوده كتاب است « 1 » . 2 - اعتبار و محاسبه و ملاحظه نيز همين مطلب ( وقوع تحريف ) را تأييد مىكند . مرحوم مشكينى در توضيح اين كلام فرموده : گاهى با آياتى روبرو مىشويم كه صدر و ذيل آن يا شرط و جزايش برحسب ظاهر هيچ ارتباطى ميانشان وجود ندارد ، طورى كه از هيچ عاقلى و بليغى انتظار نمىرود ، چه رسد به كلام خداوند كه فوق كلام بشر است . براى نمونه اين آيه را مطرح مىكند :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ »
« 2 » ؛ يعنى اگر بترسيد كه درباره ايتام مراعات قسط و عدل نكنيد ، پس با آن زنهايى كه مىخواهيد ازدواج كنيد ، دو يا سه يا چهار تا . حال ميان خوف از مراعات قسط و عدل در مورد يتيمان با جواز نكاح كذايى چه ربطى هست ؟ پس معلوم مىشود چيزى سقط شده و برحسب روايتى ثلث قرآن ميان اين شرط و جزاء حذف شده ( و مثل آيه
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً
كه در لابلاى بيان گوشتهاى حرام در سوره مائده آمده « 3 » و هيچ ارتباطى با باقى آيه ندارد . ) پس معلوم مىشود تحريف به نقيصه در قرآن پيش آمده است . البته مبناى مرحوم آخوند و هركسى كه قائل به تحريف باشد ، باطل است و بزرگان در كتب مربوطه پاسخ داده‌اند و ما وارد اين بحثها نمىشويم . طالبين به كتاب البيان محقق عظيم الشأن
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 167 ؛ و مسند احمد ، ج 1 ، ص 47 . ( 2 ) - سوره نساء ، آيه 3 . ( 3 ) - سوره مائده ، آيه 3 .