تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
ذوق شخصى استفاده نكرده و از جيب خود مايه نگذاشته ، ظاهر مفادش بين المللى است و هركس آشنا به لغت باشد معناى آن را مىفهمد و مىگويد كه مراد متكلم چنين و چنان است و سخن از دخالت رأى شخص نيست . اين همان روش عامه و اهل سنت است كه بدون مراجعه به مفسران واقعى قرآن ، يعنى اهل بيت عليهم السّلام اجتهاد به رأى كرده و به دلخواه قرآن تفسير مىكنند . در پاره‌اى از روايات آمده كه مردمان در متشابهات قرآن هلاك شدند ؛ چرا كه از معناى متشابه آگهى نداشتند و به حقيقت آن معرفت پيدا نكردند و از پيش خود و به مقتضاى آراء و افكار و سلايق خويش تأويلاتى كرده و خود را از اوصياء رسول صلّى اللّه عليه و آله بىنياز دانستند . « 1 » پاسخ دوم : برفرض كه حمل ظاهر بر ظاهرش هم تفسير به رأى باشد و روايات تفسير به رأى سه مصداق را شامل شود : 1 - حمل ظاهر بر خلاف ظاهرش ، بدون قرينه معتبر . 2 - حمل مجمل بر يكى از محتملات ، بدون مدرك معتبر . 3 - حمل ظاهر بر ظاهرش ولى چاره‌اى نداريم از اينكه روايات مزبور را بر دو مصداق اوّل و دوّم حمل نموده و مصداق سوم را خارج كنيم ؛ زيراكه در مقابل روايات مزبور ، روايات فراوانى داريم كه دلالت دارند بر اينكه تمسّك به قرآن جايز است ؛ مثل حديث ثقلين كه ميان شيعه و سنى متواتر است . « 2 » يا بر عمل به قرآن دلالت دارند . « 3 » يا بر عرضه كردن اخبار متعارض به قرآن دلالت دارند . « 4 » يا بر ردّ شروط مخالف كتاب دلالت دارند . « 5 » يا بر ارجاع مردمان به قرآن دلالت دارند . « 6 » و . . . كه مفاد تمام اين‌ها عبارت است از حجيّت قرآن . آنگاه از دو حال خارج نيست . يا اين روايات كثيره مخصوص ظواهر قرآن است و در مقايسه با اخبار منع از تفسير به رأى اخص است و قانون تقديم خاصّ بر عامّ است . پس اخذ به ظاهر و حمل ظاهر بر ظاهرش از عموم اخبار تفسير به رأى خارج شده و در اين روايات فراوان داخل مىشود .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ج 18 ، ص 148 ، حديث 62 . ( 2 ) - خصال صدوق ، ج 1 ، ص 65 ، حديث 98 . ( 3 ) - نهج البلاغة ، خطبه 176 . ( 4 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 80 - 78 . ( 5 ) - وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 353 . ( 6 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 290 .