تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ
، أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ ،
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
. . . 2 - روايات مزبور در مقام ردع و منع ابو حنيفه و قتاده و امثال آنهاست و مسلك آنان در استفاده از ظواهر قرآن با مسلك مجتهدين شيعه ، زمين تا آسمان تفاوت دارد . آنها روز اوّل گفتند حسبنا كتاب الله ، و خود را از مفسران واقعى قرآن محروم كردند و ثقل اصغر را كنار گذاشتند و مستقيما و مستقلا و بدون تفسير و روايات اهل بيت عليهم السّلام به قرآن مراجعه كرده و طبق ظواهرش فتوا دادند . جا دارد كه امام عليه السّلام شديدا آنها را محكوم كند ؛ ولى فقيهان شيعه كه چنين نمىكنند ، بلكه نخست دقيقا و مبسوطا درباره آيه فحص و تحقيق مىكنند و هركجا كه مظنه روايتى بر خلاف ظاهر باشد ، مراجعه مىكنند . بعد از فحص و يأس از ظفر به بيان و قرينه به ظاهر آيه استناد مىكنند . اخبارى مىخواهد بگويد كه حتى پس از فحص و يأس هم حق نداريد به ظاهر آيه استناد كنيد و قرآن را فقط بخوانيد و ثواب ببريد ، اما معانى آن را نفهميده و تدبر نكنيد ؛ ولى اصولى مسلك اين شيوه را قبول ندارد . ( شرط فحص و يأس هم شرط مراجعه به اصول عمليه است كه در مقصد هفتم خواهد آمد و هم شرط استناد به ظواهر و اصول عقلائيه است ) . قوله : كيف : برفرض روايات مزبور مفادش اين باشد كه فهم حتى يك آيه از قرآن نصيب ديگران نيست ، و حتى پس از مأيوس شدن از قرينه بر خلاف ظاهر هم حق نداريد به قرآن تمسّك كنيد ؛ ولى در مقابل ، چندين برابر رواياتى داريم كه سخن از ارجاع مردمان به قرآن است . « 1 » سخن از ارجاع راويان حديث به قرآن است . « 2 » سخن از عرضه كردن اخبار به قرآن است . « 3 » سخن از عرضه كردن خصوص متعارضان به قرآن است . « 4 » سخن از ارجاع شروط ضمن معاملات به قرآن است . « 5 » سخن از استدلال امامان عليهم السّلام به قرآن است . « 6 » اگر ظواهر قران حجّت نباشد ، تمام اين‌ها لغو خواهد بود . آنگاه اولا اين اخبار به مراتب بيشتر از اخبار قبلى است و رجحان دارد و ثانيا برفرض
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 1 ، ص 290 . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 75 . ( 3 ) - همان منبع . ( 4 ) - وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 89 - 78 . ( 5 ) - همان منبع ، ص 89 - 75 . ( 6 ) - همان منبع .