تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
طلبكار است و شاهد عادلى هم كه در جلسه حضور داشت اين اقرار را شنيد ، آيا نمىتواند در محكمه عليه مقرّ شهادت دهد ؟ آيا به بهانه اينكه وى مقصود بالافهام نبوده ، شهادتش مقبول نيست ؟ هرگز ! از نظر عرف و عقلاء ميان من تصد افهامه و من لم يقصد افهامه و عدمه و بلكه حتى من قصد عدم افهامه ، فرقى وجود ندارد و همه مىتوانند شهادت دهند . و هكذا شواهد ديگر از باب وصايا و . . . پس تفصيل محقق قمى هم ناتمام است .

ادلّهء اخباريها

5 - گروهى از اماميه يعنى اخبارى مسلكان شيعه از قبيل سيد صدر « 1 » محدث بحرانى « 2 » امين استرابادى « 3 » و . . . تفصيل ديگرى قائل شده‌اند و آن اينكه ظواهر احاديث پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و روايات اهل بيت عليهم السّلام در حق همگان حجّت است ؛ ولى خصوص ظواهر قرآن در حق همه حجّت نيست و فقط در حق معصومين عليهم السّلام حجّت است و آنان حق دارند از اين ظواهر استفاده كنند ؛ و گرنه در حق ديگران ظاهر القرآن حجّت نيست و ما حق نداريم بدون ورود تفسير و بيانى از ائمه اهل بيت عليهم السّلام به ظاهر قرآن تمسّك كنيم : مرحوم آخوند پنج دليل از زبان اخباريون بر مدعاى مزبور ( عدم حجيّت ظواهر كتاب الله ) نقل مىكنند و سپس تمام اين‌ها را نقد و ردّ مىكنند . دليل اول : طبق آنچه از روايات مستفاد مىشود ، فهم قرآن و معرفت به آن مخصوص اهل قرآن ( اهل بيت عليهم السّلام كه ادرى هستند بما فى البيت ) و مخاطبان واقعى قرآن ( معصومين عليهم السّلام ) است و ديگران از درك و فهم معانى قرآن ناتوانند . پس حق استفاده از ظواهر ندارند . اين‌گونه روايات فراوان است كه براى نمونه مرحوم آخوند به دو روايت اشاره مىكند . روايت اول : قال ابو عبد الله عليه السّلام لابى حنيفه : « انت فقيه اهل العراق ؟ » قال : « نعم » قال : « فبم تفتيهم ؟ » قال : « بكتاب الله و سنة نبيه » قال : « يا ابا حنيفه ! تعرف كتاب الله حق معرفته
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 39 - 38 ، از سيد صدر نقل كرده است . ( 2 ) - الدّرر النجفية ، ص 169 . ( 3 ) - الفوائد المدنية ، ص 128 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 101 | على محمدى خراسانى