تلاش و كوشش ، صرفا به منظور اتمام حجّت است كه در قيامت نگويند چرا ما جهنّمى شديم ؟ ( مثلا مولايى كه عبد چموشى دارد و مىداند كه عبد به امر او اعتنا نخواهد كرد ؛ ولى او به دنبال بهانه است و براى اينكه عذر و بهانهاى بتراشد و عبدش را كيفر دهد ، يك امر صورى مىكند ؛ و گرنه آن عبد آدمبشو نيست . ) به قول قرآن ،
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ .
« 1 » تا كسى بر خداوند حجّت نداشته باشد و اين خداست كه داراى حجّت بالغه و كامله است .
( البته مرحوم آخوند در جلد اوّل كفايه نيز اين نظريّات را داشتند و حتّى به رواياتى از قبيل : السعيد سعيد فى بطن امّه و الشّقى شقّى فى بطن امّه ، النّاس معادن كمعادن الذهب و الفضّة و . . . استناد مىكردند ؛ ولى حقيقت است كه در اين باب سه نظريه كلى وجود دارد .
گروههاى مختلفى در عالم جبرگرا هستند . گروههايى طرفدار ارادهء آزاد هستند و حقيقت جز اينهاست و آن در كلام معجزهآساى امام صادق عليه السّلام آمده كه نه جبر و نه تفويض ، بلكه امرى ميان دو امر است و مبسوط اين بحثها را ما در بحثهاى كلامى و اعتقادى حلّ كردهايم و فعلا وارد اين مباحث دقيق و عميق نمىشويم . )
قوله : لا يخفى انّ : براى اثبات اين مطلب كه تجرّى موجب استحقاق عقوبت است ، دانشمندان اصولى از راههاى مختلف پيش آمدهاند :
1 - راه وجدان و عقل فطرى : مرحوم آخوند اين راه را اختيار كردند كه مبسوطا گذشت .
2 - راه قرآن : از ظاهر برخى آيات هم استفاده مىشود كه نيّت گناه و ارادهء معصيت عقاب دارد . براى نمونه سه آيه را مىآوريم .
الف )
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ
« 2 » ؛ آنچه را در جانتان است ( نيّات ) چه اظهار كنيد و يا مخفى بداريد ، در هر حال خداوند از شما به خاطر آنها حساب مىكشد . پس هركس را بخواهد مىبخشايد و هركس را بخواهد عذاب مىنمايد . هم اصل محاسبه و بازرسى و هم عفو و بخشش گروهى و عذاب گروه ديگر دليل آن است كه نيّات و مقاصد پليد هم مؤاخذه دارد و كسى كه تصميم
هامش
( 1 ) - سوره انفال ، آيه 42 .
( 2 ) - سوره بقره ، آيه 284 .