فطرى دانستهاند و به عنوان مؤيّد پذيرفتهاند و در حقيقت اينها را ارشاد به حكم عقل دانستهاند .
4 - راه اجماع : اين راه را شيخ اعظم در رسائل مطرح كرده و پاسخ دادهاند « 1 » و مرحوم آخوند متعرّض نيست .
5 - راه بناء عقلاء : اين راه نيز در رسائل بحث شده « 2 » و در كفايه مطرح نيست .
6 - راه برهان و استدلال عقلى : اين راه را محقّق سبزوارى « 3 » طى كرده و مرحوم شيخ در رسائل كامل بيان كرده « 4 » و مرحوم آخوند تنها محلّ شاهد را آوردهاند ؛ ولى كامل بيان به شرح زير است .
دو نفر را در نظر بگيريد كه هركدام مايعى ياقوتىرنگ در ميان ظرف بلورين در دست دارند و هر دو قاطع هستند كه اين مايع خمر است هر دو به قصد شراب سرمىكشند ؛ ولى ازقضا قطع يكى از آن دو مصادف واقع درمىآيد و قطع ديگرى خلاف واقع . اوّلى عاصى و دومى متجرّى است . حال چه بايد گفت ؟ در اينجا چهار احتمال وجود دارد .
1 - هر دو مؤاخذه دارند ، هم عاصى و هم متجرّى ( مختار مستدلّ همين است ) .
2 - هيچكدام عقاب ندارند ، نه عاصى و نه متجرّى .
3 - متجرّى عقاب دارد ، ولى عاصى عقاب ندارد .
4 - عاصى عقاب دارد و متجرّى ندارد .
از اين چهار احتمال ، احتمال دوّم قطعا باطل است و احدى بدان قائل نشده و از مسلّمات فقه اسلام است كه شخص عاصى حتما مستحق عقوبت است . احتمال سوّم هم قطعا باطل است ؛ زيرا اگر متجرّى مؤاخذه داشته باشد ، عاصى به طريق اولى مؤاخذه دارد .
چون بطلان اين دو احتمال ، واضح است ، مرحوم آخوند تعرّض نكردهاند . احتمال چهارم هم باطل است ؛ زيرا متجرّى و عاصى در جميع جهات ارادى و اختيارى مثل هم مىباشند ، هر دو قاطع بودند و هر دو قصد و عزم بر معصيت داشتند و هر دو به قصد گناه
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، ص 4 و 5 .
( 2 ) - فرائد الاصول ، ص 5 .
( 3 ) - ذخيرة المعاد ، ص 210 - 209 .
( 4 ) - فرائد الاصول ، ص 5 .