مباحث قطع
قوله : فاعلم : در اينجا بحثى با مرحوم شيخ اعظم داريم . شيخ رحمه اللّه در اوّل رسائل ، اين عبارت را دارد : فاعلم انّ المكلّف اذا التفت الى حكم شرعى فامّا ان يحصل له الشك فيه او القطع او الظن . . . « 1 » .
مرحوم آخوند عبارت مذكور را به عبارت ذيل تغيير دادهاند : فاعلم انّ البالغ الذى وضع عليه القلم اذا التفت الى حكم فعلى واقعى او ظاهرى متعلق به او بمقلّديه فامّا ان يحصل له القطع به او لا . . .
تفاوتهاى دو تعبير و سرّ تغييرات مرحوم آخوند را توضيح مىدهيم :
1 - در عبارت شيخ كلمه مكلف آمده بود و آخوند بجاى آن عبارت « البالغ الذى وضع عليه القلم » گذاشتهاند . سرّ تغييرات آن است كه مرحوم آخوند در حاشيه رسائل « 2 » فرمودهاند كه كلمه مكلف مشتق است و مشتقات ظهور در فعليت دارند و از اين كلمه مكلف فعلى تداعى مىكند و اگر مراد مكلف فعلى شد ؛ يعنى كسى كه بالفعل مكلف است و تكليف در حق او منجّز و حتمى شده ، آنگاه تقسيم آن به سه قسم قاطع و ظانّ و شاكّ ، ناتمام است ؛ زيرا مقسم بايد در تمام اقسام باشد و به عين وجود قسم موجود باشد و قسم همان مقسم است با زيادى و خصوصيتى كه دارد ، درحالىكه مكلف فعلى در قسم شاك نيست ؛ زيرا كه شاك در حكم فعلى ( حرمت شرب توتون مثلا ) نسبت به حكم واقعى مكلف فعلى نيست و واقع در حق او به درجه حتميت و تنجّز نرسيده است .
اما اگر به جاى مكلف بگوييم كه البالغ الذى . . . يعنى شخصى كه شروط عامه تكليف ( بلوغ - عقل و قدرت ) را دارد و قلم تكليف بر دوش او نهاده شده گرچه در موردى در حق
هامش
( 1 ) - فرائد الاصول ، اوّل كتاب ، سطر دوم .
( 2 ) - حاشيه آخوند ( ره ) بر رسائل ، ص 2 .