چيست ؟ و بايد از كتب لغت استشهاد شود .
نكته چهارم : مجمل و مبيّن بودن دو امر نسبى است ؛ يعنى چنين نيست كه خطابى از جميع ابعاد و زوايا و براى همه مخاطبان اجمال داشته باشد و خطاب ديگر از هر لحاظ و نسبت به هركس مبيّن باشد ، بلكه چهبسا نسبت به فردى اجمال ندارد ؛ چون علم به وضع دارد و كلام هم به نظر او محفوف به قرينه يا ما يصلح للقرينيّه بر خلاف ظاهر نيست . و نسبت به ديگرى اجمال دارد ؛ چون اهل لسان نيست و علم به وضع ندارد يا كلام محفوف به قرينه بر خلاف است ( همانند وقوع امر عقيب حظر يا توهّم حظر ، عود ضمير ، به بعض افراد عام ، استثناء عقيب جمل متعدّد و . . . ) حال كه مسئله وجدانى است ، هركس بايد به وجدان خود مراجعه كند . ديگر بحث و بررسى اينكه فلان آيه اجمال دارد يا نه ؟ فلان دسته از آيات و روايات اجمال دارند يا نه ؟ بحثى غير ضرورى خواهد بود و لذا از طرح آن صرفنظر مىكنيم .
پايان مباحث جلد اوّل كفايه
و الحمد لله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمّد صلّى اللّه عليه و آله الطاهرين سيّما بقية الله فى الارضين .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 394
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٤