تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
مقيّد به قيد ارسال و شياع است ، مثلا انسان وضع شده براى حيوان ناطق به شرط اينكه اطلاق و سريان داشته باشد كه قيد ارسال و شيوع داشتن هم جزء موضوع له است ( نه خارج لازم ) . طبق اين تعريف لازم مىشود كه اسماء اجناس از الفاظ مطلق نباشند ؛ زيرا اسم جنس بر خود جنس و طبيعت بما هى هى دلالت دارد نه بر طبيعت به شرط شىء ؛ يعنى به قيد مطلق و مرسل بودن . همچنين لازم مىشود اسم نكره هم خارج شود ؛ زيرا آن نيز بر طبيعت مقيده دلالت دارد ؛ ولى قيدش ارسال و شياع نيست ، بلكه وحدت است ؛ يعنى طبيعت مقيّد به قيد وحدت كه از آن به حصّه تعبير مىشود . پس تعريف مشهور اين لازم را دارد ، درحالىكه هرگز اين لازم قابل التزام نيست . خود مشهور هم تصريح كرده‌اند به اينكه اسم جنس و اسم نكره از الفاظ مطلق هستند . از اينجا مىتوان به اين نتيجه رسيد كه نسبت تعريف مذكور به مشهور ناتمام است . قوله : و لا يخفى : اشكال ديگرى كه تعريف مشهور دارد ، اين است كه هر مطلقى تقييد بردار است در حالى كه طبق بيان مشهور هيچ مطلقى قابل تقييد نيست ؛ زيرا تقييد با اطلاق تنافى دارد ( مثلا رقبه ، يعنى ذاتى كه داراى رقيّت و بردگى است به شرط ارسال و شياع داشتن و مقيّد نبودن و تقييد ، يعنى ارسال و شياع نداشتن و مقيّد بودن و اين دو تنافى دارند . ) . آرى ، اگر از مطلق خود ذات اراده شود ، بدون قيد ارسال و شياع قابل تقييد است ؛ ولى اين مستلزم مجازيت است ؛ يعنى مطلقى كه براى معنا با قيد ارسال و شياع وضع شده بود ، در معنا بدون قيد مزبور استعمال شده و اين مجاز است . ولى بر مسلك ما كه مطلق براى اصل طبيعت و جنس يا براى حصّه‌اى از طبيعت وضع شده بود ، تقييد سبب مجازيت نيست ؛ زيرا پس از تقييد ( مثل اعتق رقبة مؤمنة ) هم مطلق در معناى خود استعمال شده و بر همان ذات و طبيعت دلالت مىكند و خصوصيت و قيد ايمان با كلمه ديگر فهمانده شده و اين را تعدد دال و مدلول مىگويند و هيچ‌كدام مجاز نشده است . قوله : نعم : تنها در يك فرض است كه تقييد مطلقا و بر جميع ميانى ( مبناى مشهور و