تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
هم منطبق است و سبب امتثال مىشود . در نتيجه نكره كذايى هم كلى است و قابل صدق بر كثيرين است و مىتواند از الفاظ مطلق محسوب شود . قوله : اذا عرفت : تا به حال چهار دسته از الفاظ و مصاديق را ذكر كرديم و با موضوع له آنها آشنا شديم . 1 - اسم جنس براى خود طبيعت وضع شده . 2 - علم جنس مثل اسم جنس . 3 - مفرد با الف و لام مثل اسم جنس . 4 - نكره هم كه براى حصّه وضع شده بود . حال در اصطلاح اصوليين بر كداميك از اين‌ها مطلق گفته مىشود تا احكام آتيه برآن مترتّب شود ؟ مىفرمايد كه در اصطلاح اصوليين مطلق بر اسم جنس صادق است ؛ چون جنس و طبيعت با قطع‌نظر از هر خصوصيتى ، كلى و قابل صدق بر كثيرين است ( ما دل على شايع فى جنسه ) ( صحبتى از علم جنس و مفرد با الف و لام نمىكنند ؛ چون در حكم اسم جنس هستند . ) و بر اسم نكره به‌معناى دومش هم صادق است ؛ چون حصّهء كذايى قابل صدق بر حصص گوناگون است و هركدام مىتواند مصداق واقع شود و تعريف مزبور برآن صدق مىكند . ( آرى نكره به معناى اوّل كه در جمله خبريه بود از بحث خارج است ؛ زيرا قطعا داراى اطلاق و ارسال نيست . ) كما اينكه از نظر لغت هم بر اسم جنس و نكره به معناى ثانى مطلق اطلاق مىشود ؛ زيرا مطلق در لغت يعنى مرسل ، آزاد ، رها ، بىقيد و شرط ، و اسم جنس و نكرهء كذايى چنين هستند . اصولا در اين باب اصوليين اصطلاح خاصى ندارند و مطلق را به همان معناى لغوى كلمه به كار مىبرند و بعيد است كه اصطلاح خاصّ داشته باشد . پس لغت و اصطلاح متوافق و هماهنگ هستند . قوله : نعم لو صح : بر مسلك مرحوم آخوند كه مطلق اصطلاح خاصى پيدا نكرد و به معناى لغوى كلمه باقى ماند ، هريك از اسم جنس و اسم نكره از الفاظ مطلق محسوب شدند به بيانى كه ذكر شد ؛ اما بر مسلك مشهور : به آنان نسبت داده شده كه براى مطلق اصطلاح خاصى قائلند و مىگويند كه مطلق آن است كه وضع شده باشد براى معنايى كه