تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
و تعيين است و داراى معناست آنگاه چگونه شما ادعا كرديد كه الف و لام فقط براى زينت است ؟ مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد كه اصل مطلب را قبول داريم كه جمع با الف و لام مفيد عموم است ؛ ولى اين به نفع شما تمام نمىشود و شاهدى بر معنادار بودن الف و لام نيست ؛ زيرا كه جمع مراتب داشت و با آمدن الف و لام همان‌طور كه امكان دارد ، تمام افراد متعين شود ، هكذا ممكن است اقل مراتب تعيّن پيدا كند ( و بلكه قدر متيقن هم مؤيّد اين احتمال است ) پس چرا بر تمام افراد حمل كرديد نه بر اقل مراتب ؟ ( در واقع اين جواب نقضى است . ) . و جواب حلّى از فلا بدّ شروع مىشود و آن اينكه وضع جمع با الف و لام براى عموم و شمول ، ربطى به الف و لام ندارد ، بلكه مربوط به هيئت جمع است كه جمع در صورتى كه مدخول الف و لام باشد ، مفيد عموم است ( و الف و لام مثل علامت اعرابى است كه خودش مفيد معنا نيست . ) . و دليل وضع هم تبادر عموم از جمع كذايى است . پس راهى براى اثبات اين مطلب كه الف و لام براى تعريف و تعيين باشد ، يافت نشد . قوله : و ان ابيت : اگر شما اصرار بورزيد بر اينكه دلالت جمع بر عموم و استغراق مستند به الف و لام است و جز اين را نپذيريد ، خواهيم گفت كه ديگر چرا واسطه درست مىكنيد ؛ يعنى اوّل مىگوييد كه الف و لام براى تعريف و تعيين است سپس مىگوييد كه از اين راه تعيين استغراق و جميع الافراد مىشود ؟ نيازى به آوردن تعيين و دلالت لام برآن و اشاره با لام بر تعيين نيست و بلكه قبلا ديديم كه اشاره به تعيين مخلّ است . چه‌بهتر كه از اوّل بگوييد كه الف و لام در جمع كذايى دقيقا نقش كلمه كل را در كل عالم ، بازى مىكند . چه بگوييم كه العلماء و چه بگوييم كه كل عالم ، هر دو يكى است . همان‌طور كه كل مستقيما براى استغراق و عموم وضع شده ، الف و لام هم مستقيما و بدون وساطت تعريف و تعيين ، دال بر عموم و شمول و استغراق باشد ؟ به‌هرحال راهى براى اثبات اينكه الف و لام براى تعريف و تعيين باشد ، پيدا نشد . قوله : فلا يكون : اگر بگوييد : حال كه الف و لام براى تعريف نيست ، پس بايد « العلماء » معرفه نباشد . در حالى كه حضرات با اين كلمه به نوع معارف برخورد مىكنند و آن را معرفه