ندارد .
4 - دلالت بر خصوصيات مذكور بهوسيله قرائن باشد ؛ يعنى قرينه مقاميّه دلالت دارد كه در مثل الرجل خير من المرأة ، مراد طبيعت رجل است . و قرينه لفظيه در مثل ان الانسان لفى خسر الّا الذين . . . كه استثناء باشد ، دالّ بر اراده استغراق و شمول جميع افراد است و . . .
و خود رجل بر معناى خودش دلالت دارد ( مختار صاحب كفايه ) و بنا بر احتمال يك و چهار دلالت بر خصوصيات ( چه با الف و لام و چه با قرينه ) از نوع تعدد دالّ و مدلول است و مجازى در كار نيست ؛ يعنى رجل معناى خود را دارد و الف و لام يا قرينه هم معناى خود را دارد .
قوله : و المعروف : عقيده مشهور معلوم شد كه مىگفتند : الف و لام براى تعريف و تعيين و اشاره به خصوصيت جنس يا استغراق يا عهد است و خصوصيات را دلالت دارد ، مگر در مورد عهد ذهنى كه اشاره به فرد ما يعنى فرد مبهم و غير معينى دارد . ( اشتر الخبر ، يعنى مقدارى نان خريدارى كن كه براى يك وعده خوردن باشد ؛ ولى آن مقدار آيا اين نان سنگك است يا ديگرى ، ابهام دارد ) .
قوله : و انت خبير : مرحوم آخوند در ردّ مشهور روى الف لام جنس تكيه مىكنند ( چون الف و لام استغراق از بحث خارج است و مفيد عموم و شمول است . الف و لام عهد هم كه اشاره به فرد معهود است و اطلاقى ندارد . ) . و مىفرمايد كه اگر الف و لام براى تعيين و تعريف جنس باشد ، حتما تعيين ذهنى خواهد بود ؛ چون جنس در خارج به قيد تعيين و تميز كه موجود نيست . خود جنس موجود است . اگر قيد ذهنى پيدا كرد و اشاره به معناى متميز در ذهن شد ، همان دو ايرادى كه در علم جنس بر مشهور داشتيم در اينجا هم جارى و سارى است .
1 - لازم مىشود در نوع قضايا ( قضاياى متعارفه ) از قبيل : الشجاع على ، على الشجاع و . . . كه حمل شايع دارند و در خارج اتحاد دارند ، مرتكب مجازگويى و تجريد خصوصيت شويم و وجدانا چنين نيست . . . .
2 - لازم مىشود وضع الف و لام براى معناى مزبور لغو باشد ؛ چون در قضاياى متعارفه
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 362
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٦٢