تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
عاقلى صادر نمىشود تا چه رسد به واضع حكيم . ( البته اگر واضع را خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله يا معصوم عليهم السّلام بدانيم . ) پس نتيجه مىگيريم كه علم جنس براى همان معنا وضع شده كه اسم جنس براى آن وضع شده بود .

3 - مفرد با الف و لام

قوله : و منها : يكى ديگر از مصاديق مطلق ، مفرد معرف به الف و لام تعريف است . در اينجا با الف و لام اضافى و الف و لام موصول كارى نداريم . سخن در الف و لام تعريف است . الف و لام تعريف يا مفرد معرف به الف و لام تعريف داراى انواعى است : 1 - الف و لام جنس كه با آن به فرد جنس و طبيعت اشاره مىشود و مفيد تعريف و تعيين جنس است . مثل : الرجل خير من المرأة . 2 - الف و لام استغراق كه با آن به تمام افراد طبيعت اشاره مىشود مثل :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ .
3 - الف و لام عهد كه با آن به فرد معهود و معلومى اشاره مىشود و خود اقسامى دارد : از قبيل عهد ذكرى ، خارجى ، حضورى ، ذهنى . بحث اصلى در اين است كه خصوصيت جنس يا استغراق و يا عهدى بودن از كجا شناخته مىشود و چه چيزى دال برآن است ؟ چهار احتمال وجود دارد : 1 - خود الف و لام مفيد اين خصوصيات باشد چه به نحو حقيقت و مجاز ، كه در يكى از آنها حقيقت و در ديگرى مجاز باشد . و چه به نحو اشتراك لفظى كه براى هركدام از معانى و خصوصيات جداگانه وضع شده باشد . و چه به نحو اشتراك معنوى كه براى كلى و قدر جامع ميان آنها وضع شده . و چه به نحو اشتراك معنوى كه براى كلى و قدر جامع ميان آنها وضع شده است . ( مشهور به اين مورد معتقدند . ) . 2 - مدخول الف و لام مفيد اين خصوصيات باشد . باز چه به نحو حقيقت و مجاز و چه به نحو اشتراك لفظى و يا معنوى . 3 - مجموع مركب از الف و لام و مفردى كه مدخول آن است ، باهم بر خصوصيات مذكور دلالت دارند . اين را اصلا بيان نمىكنند بدان جهت كه مجموع مركب وضع جدايى