تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
است و انبياء عليهم السّلام نوعا با اين عالم ارتباط و اتصال دارند مثلا پيامبرى مشاهده مىكند كه فلان حادثه در آنجا ثبت شده ( هلاك قوم يونس ، مرگ عروس و . . . ) . و خيال مىكند كه وقوع اين حادثه حتمى است . لذا به ديگران هم اخبار مىكند . غافل از اينكه وقوع آن حادثه مشروط به وجود شرطى با فقدان مانعى است كه اين شرط در آنجا منعكس نيست . ( مثلا منعكس است و نوشته شده كه قوم يونس هلاك مىشوند ؛ ولى در آنجا منعكس نشده كه اگر توبه نكنند ، خواهند مرد ، كه نقش اصلى را همين شرط بازى مىكند و سرنوشت مذكور كه هلاكت باشد و در انتظار قوم يونس بود ، از سرنوشتهاى حتمى نبوده كه قابل تغيير نباشد ، بلكه مشروط و موقوف و معلق بود و پيامبر الهى از اين تعليق و شرط خبر نداشت . ) 2 - لوح يا كتاب محفوظ و امّ الكتاب كه همه حوادث با علل تامه خود در آنجا ثبت و منعكس هستند و به هيچ وجه تغيير و تخلفى در آن راه ندارد و اگر كسى آن‌قدر تعالى و تكامل يافت كه لايق شد با اين عالم در ارتباط باشد و حقايق مضبوط در آنجا را ببيند ، ديگر تخلف‌بردار نيست و آنچه ديده همان خواهد شد . اين عالم از اعظم عوالم ربوبى است و كمند كسانى كه به كتاب مادر و مادر كتابها دست يابند و از منبع اصلى استفاده كنند . اين مرحله از آن خاتم الانبياء و اوصياى معصومين آن حضرت عليه السّلام است كه به عقيده ما چهارده معصوم عليهم السّلام به چنين مرحله‌اى رسيده بودند . ( و قرآن هم به اين دو نوع لوح و كتاب و عالم اشاره دارد : يمحو الله ما يشاء و يثبت و عنده امّ الكتاب ) « 1 » . قوله : نعم مع ذلك : با اينكه پيامبر خدا هم به اذن و مشيت الهى به جميع كائنات ( از حوادث گذشته و حال و آينده ) باخبر است ، درعين‌حال مجاز نيست آنچه را كه مىداند ، اظهار كند ، بلكه در بخش احكام و امور تشريعى گاهى مصلحت ايجاب مىكند كه يك دستور جدى و واقعى و مصلحت‌دار ولى موقت و مدت‌دار را در ظاهر به صورت كلى و مطلق يا عامّ بيان كند و پايان آن را ذكر نكند . در حالى از آغاز هم خداوند عالم به اين پايان بوده ؛ ولى در ظاهر خطاب آن را پنهان كرده و بلكه خلاف آن را اظهار كرده و مسلمين از
هامش
( 1 ) - سوره رعد ، آيه 39 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 347 | على محمدى خراسانى