مسئله بداء
قوله : و امّا البداء : بداء در امور تكوينى دقيقا همانند نسخ است در امور تشريعى و فى الواقع نسخ و بداء دو روى يك سكه هستند . به قول مير داماد ، بداء همان نسخ تكوينى و نسخ همان بداء تشريعى است « 1 » مسئله بداء يكى از معتقدات مسلم شيعيان است ( البته اهل سنت نيز آن را قبول دارند ؛ ولى از آوردن نام بداء وحشت دارند . ) و اخبار متواتر از معصومين عليهم السّلام در اين باب رسيده كه در حدود هفتاد روايت را مرحوم مجلسى در بحار الانوار « 2 » نقل كرده است و تواتر مفيد يقين است . اصل اعتقاد به بداء قابل انكار نيست ؛ ولى بايد تفسير صحيح از آن داشته باشيم تا از تصور عاميانه فاصله بگيريم و مبتلا به اشكال نشويم . بحث بداء اقلا نياز به دوازده فصل دارد تا به خوبى بررسى شود و ما در بحثهاى اعتقادى و كلامى اين بحثها را داشتهايم . « 3 » در اينجا فقط به مقدارى كه مطالب كتاب كفايه روشن شود ، توضيحاتى را مىدهيم .
بداء در لغت به معناى ظهور پس از خفاء است ؛ يعنى چيزى بر كسى مخفى و نامعلوم بود ، بعد معلوم و ظاهر گرديد . در اينجا عرب مىگويد « بدا له اى ظهر » يعنى فلان مطلب براى فلانى آشكار شد . ولى بداء به اين معنا بر خداى عليم على الاطلاق محال است و چيزى از علم ذاتى و سابق و ازلى حق پنهان نيست . پس بايد ديد بداء در مورد خداوند به چه معنا است ؟
مرحوم آخوند مىفرمايد : خلاصه مطلب به صورت سربسته اين است كه گاهى خداوند متعال حكمت و مشيت بالغهاش به اين تعلق مىگيرد كه چيزى و حادثهاى را كه
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 4 ، ص 126 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 4 ، ص 122 - 94 .
( 3 ) - جلد پنجم از علم كلام مخطوط .