ايشان در برابر اين فرض و احتمال واقع شده كه عود به جميع ممكن نباشد ، لذا در صدد اثبات آن برآمده و آن مقدمه را ترتيب داده است « 1 » ولى به عقيده ما اصل امكان و صلاحيت عود به جميع هم مسلم است .
قوله : و ذلك : دليل مرحوم آخوند براى اثبات صحت رجوع استثناء به جميع جملات :
ابتدا چند نكته را بايد متذكر شد .
الف ) كلمه الّا از ادوات و حروف استثناء است و در باب حروف بهطور كلى دو مسلك وجود داشت . 1 - از نظر مشهور وضع عامّ و موضوع له خاص بود ؛ يعنى واضع هنگام وضع يك معناى كلى را تصور كرده و سپس لفظ را براى نفس همان كلى جعل نكرده ، بلكه براى مصاديق آن وضع كرده است .
2 - از ديدگاه مرحوم آخوند ( ره ) در باب حروف هم وضع و موضوع له هر دو عموميت دارند ؛ يعنى معناى متصور كلى است و لفظ « هم » در قبال همين كلى واقع شده است نه در برابر افراد آن . در ما نحن فيه واضع مفهوم كلى اخراج حكمى را در نظر گرفته ، سپس به قول مشهور كلمه « الّا » را براى مصاديق اخراج كلى وضع كرده كه يكى از آن مصاديق ما نحن فيه است و به قول آخوند لفظ الا را هم براى همان مفهوم كلى وضع كرده است .
ب ) گاهى مستثنى و مستثنى منه هر دو واحد هستند ؛ يعنى در كلام يك مستثنى و يك مستثنى منه بيشتر نيست ، مثل اكرم العلماء الا زيدا . گاهى هر دو متعدد هستند ؛ يعنى چند عامّ و چند استثناء وجود دارد ، مثل : « اكرم العلماء الا الفاسقين منهم ، و اطعم الفقراء الا التاركين منهم للصلاة ، و احترم الاطباء الا الكافرين منهم و . . . يا مثل : اكرم العلماء و اطعم الفقراء و احترم الاطباء الا الفاسقين و الا التاركين و الا الكافرين . »
گاهى مستثنى منه واحد است ؛ ولى مستثنى متعدد است . مثل : اكرم العلماء الا الفاسقين و الا الكافرين و . . . .
گاهى هم مستثنى منه متعدد و مستثنى واحد است كه مفروض بحث ما است . مثل :
« اكرم العلماء و الفقراء و الاطباء الا الفاسقين منهم » ( كه همه محكوم به يك حكم هستند ) يا
هامش
( 1 ) - معالم الاصول ، ص 129 - 127 .