فصل يازدهم استثناء عقيب جمل متعدد
گاهى در كلام ، دو يا چند عامّ ذكر مىشود و در پايان يك استثناء ( يا شرط يا وصف يا غايت و ساير مخصصات متصله ، چون بحث عامّ و كلى است و لو مرسوم شده كه در خصوص استثناء پياده مىكنند . ) وارد مىشود . آيا چنين استثنايى فقط به جمله اخيره برمىگردد و موجب تخصيص آن مىشود يا به جميع جملات و عمومات عود كرده و همه را تخصيص مىزند ؟
گاهى عود استثناء به همه عمومات قبلى ممكن نيست ، مثل اينكه بفرمايد : « اكرم العدول و جالس المساكين الا الفاسقين منهم » كه استثناء به جمله اوّل برنمىگردد ؛ زيرا فسّاق موضوعا و تخصصا از عامّ اوّل خارج هستند و لذا فقط مىتواند به جمله اخيره عود كند و آن را تخصيص بزند . اين فرض از محل نزاع خارج است .
گاهى رجوع استثناء به همه جملات قبلى ممكن است . مثلا فرموده : « اكرم العلماء و جالس المساكين و احترم الاطباء الا الفاسقين منهم » فرض اين است كه در ميان هر سه گروه ( علماء ، مساكين ، پزشكان ) افراد فاسق و فاجر وجود دارد و تخصيص همه ممكن است .
چنين فرضى مورد بحث است .
مثال قرآنى بحث :
الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلَّا الَّذِينَ تابُوا
« 1 » ؛ آنان كه به زنان پاكدامن نسبت ناروا مىدهند ( رمى به زنا مىكنند ) سپس چهار شاهد برآن اقامه نمىكنند .
هامش
( 1 ) - سوره نور ، آيه 4 .